asgaroladi preloading image

۲۹ بهمن ۱۳۵۷
حزب جمهوری اسلامی توسط حجج اسلام سیدمحمد بهشتی، محمدجواد باهنر، سیدعلی خامنه‌ای، اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی پس از مشورت با امام خمینی(ره) تأسیس می‌شود.
بعد از اعلام موجودیت حزب جمهوری، اعضای هیئت‌های مؤتلفه اسلامی هم در آن ثبت‌نام کردند. عسگراولادی به انتخاب مؤسسان، عضو شورای مرکزی حزب می‌شود. او در کنگره اول حزب جمهوری در سال ۱۳۶۲ و کنگره دوم در ۲۶ تیر ۱۳۶۴ نیز برای عضویت در شورای مرکزی انتخاب می‌شود.
عسگراولادی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۴ و انتخابات اول مجلس شورای اسلامی در فهرست حزب جمهوری اسلامی قرار داشت.
خرداد ۱۳۶۶ دو عضو مؤسس حزب آقایان سیدعلی خامنه‌ای و اکبر هاشمی رفسنجانی در نامه‌ای موضوع تعطیلی حزب را با امام(ره) مطرح می‌کنند که با موافقت ایشان، حزب جمهوری اسلامی فعالیت خود را متوقف کرد.

نامه سیدعلی خامنه‌ای و اکبر هاشمی رفسنجانی به امام خمینی(ره)
تصمیم تعطیلی حزب جمهوری اسلامی و درخواست نظر امام
بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک مرجع عالیقدر و رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی‏‎ ‎‏مدظله‌العالی‏
همان‌طور که آن رهبر عزیز اطلاع دارند، تأسیس «حزب جمهوری اسلامی» از طرف هیئت ‎‏مؤسس با مشورت آن مقام معظم و در شرایطی انجام شد که نیاز به یک تشکل در برابر انبوه مسائل در‏‎ ‎‏آغاز انقلاب و لزوم انسجام و انتظام نیروهای آگاه و مؤمن و گسترش آگاهی‌های انقلابی و تربیت‏‎ ‎‏کادرهای فعال و کارآمد برای اداره کشور و خنثی کردن توطئه گروهک‌ها و عوامل دشمن خارجی و‏‎ ‎‏ضدانقلاب داخلی به‌شدت احساس می‌شد.

این حزب در طول سال‌های گذشته در حد توان خود به‌‏‎منظور تثبیت نظام جمهوری اسلامی و انجام تکالیف بزرگی که بر دوش خود حس می‌کرد، از هیچ‏‎ ‎‏کوششی فروگذار نکرد و در کوران توطئه‌های چپ و راست با فداکاری و تقدیم شهدایی که بعضی از‏‎ ‎‏آنان چهره‌های برجسته و فراموش‌نشدنی انقلاب‌اند، از جمله شهدای هفتم تیر، نقاب از روی نفاق‏‎ ‎‏برانداخت و مظلومیت و حقانیت خط امام را به نمایش گذارد.در طول جنگ تحمیلی، حزب جمهوری اسلامی در سراسر کشور به وظیفه اسلامی خود برای‏‎ ‎‏بسیج مردم و شرکت فعال در جبهه‌های نور عمل کرد و جمعی از کادرها و اعضای آن در این جهاد‏‎ ‎‏مقدس به افتخار شهادت نایل آمدند.
تعبد افراد این حزب به اسلام و اعتقاد راسخ آنان به ولایت فقیه،‏‎ ‎‏که خود عامل مهمی در کینه‌توزی ضدانقلاب بود، ایجاب می‌کرد که در مراحل و مقاطع مختلف‏‎ ‎‏انقلاب، با کسب رهنمودهایی از آن مقام معظم، حرکت حزب را تنظیم و سیاست‌های آن را پی‌ریزی‏ نمایند.
اکنون به فضل الهی نهادهای جمهوری اسلامی تثبیت شده و سطح آگاهی و درک سیاسی آحاد‏‎ ‎‏ملت انقلاب را از جهات عدیده آسیب‌ناپذیر ساخته و روشن‌بینی و توکل و قوّت اراده آن رهبر‏‎ ‎‏عالیقدر و فداکاری و آمادگی مردم حزب‌اللّه توطئه‌های ضدانقلاب داخلی و استکبار جهانی را بی‌اثر و‏‎ ‎‏کم‌خطر نموده است لذا احساس می‌شود که وجود حزب، دیگر آن منافع و فواید آغاز کار را نداشته و‏‎ ‎‏بعکس، ممکن است تحزّب در شرایط کنونی بهانه‌ای برای ایجاد اختلاف و دودستگی و موجب‏‎ ‎‏خدشه در وحدت و انسجام ملت گردد، و حتی نیروها را صرف مقابله با یکدیگر و خنثی‌سازی‏‎ ‎‏یکدیگر کند.
لذا، همان‌طور که قبلاً نیز کرارا عرض شد، شورای مرکزی پس از بحث و بررسی مبسوط‏‎ ‎‏و مستوفا با اکثریت قاطع به این نتیجه رسید که مصلحت کنونی انقلاب در آن است که «حزب جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی» تعطیل و فعالیت‌های آن به‌کلی متوقف گردد.‏ ‏‏مراتب برای استحضار و کسب رهنمود عالی معروض می‌گردد. والامر الیکم، و ادام الله بقائکم‏‎ ‎‏الشریف.
سیدعلی خامنه‌ای ـ اکبر هاشمی رفسنجانی‏‏

پاسخ امام خمینی(ره) به نامه سیدعلی خامنه‌ای و اکبر هاشمی رفسنجانی
موافقت ایشان با تعطیلی حزب جمهوری اسلامی
بسمه تعالی‏
‏‏جنابان حجتی‌الاسلام آقای خامنه‌ای و آقای هاشمی دام توفیقهما‏
موافقت می‌شود. لازم است تذکر دهم که حضرات آقایان مؤسسین محترم حزب،‏‎ ‎‏مورد علاقه اینجانب می‌باشند. امیدوارم همگی در این موقع حساس با اتفاق و اتحاد در‏‎ ‎‏پیشبرد مقاصد عالیه اسلام و جمهوری اسلامی کوشا باشید. ضمناً تذکر می‌دهم که اهانت‏‎ ‎‏به هر مسلمانی چه عضو حزب باشد یا نه برخلاف اسلام و تفرقه‌اندازی در این موقع از‏‎ ‎‏بزرگترین گناهان است.
والسلام علیکما و رحمه الله
‏‏۱۱ خرداد ۶۶‏
‏‏روح‌الله الموسوی الخمینی‏

مرامنامه حزب جمهوری اسلامی
هدف حزب تداوم بخشیدن به انقلاب خلق مسلمان ایران در راه استقرار نظام عدل اسلامی در زمینه‌های معنوی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی است.
این تلاش در آغاز اقدامات زیر را در بر خواهد داشت:
1. بالابردن آگاهی اسلامی و سیاسی مردم ایران و سرعت بخشیدن به خودسازی انقلابی آنها در همه ابعاد.
2. پاک‌سازی کشور از آثار استبداد و استعمار و مبارزه پیگیر با همه عوامل و زمینه‌های ذهنی و عینی آن.
3. برقراری آزادی‌های اساسی از قبیل آزادی بیان و قلم، آزادی اجتماعات و دیگر آزادی‌های انسانی ارزش‌آفرین که شرط لازم برای شکوفایی استعدادها و توانایی ملّت بر ایفای نقشی خلاق در تعیین سرنوشت اجتماعی خویش است.
4. تبدیل نظام فاسد اداری موجود به سازمان اداری جدیدی که در آن ایمان و صداقت و لیاقت معیار تصدّی هر شغل باشد و علاقه به کار و احساس مسئولیت جانشین بی‌تفاوتی کنونی گردد.
5. پایان دادن به سلطه اقتصادی بیگانگان و جلوگیری از چپاول و هرز رفتن منابع طبیعی و نیروی کار کشور از راه تبدیل صنعت مونتاژ و وابسته و کشاورزی آشفته و رو به انهدام کنونی به صنعت و کشاوری مستقل و برنامه‌دار که در آن منابع طبیعی و نیروی انسانی ما با رعایت شرایط اقلیمی در جهت مصالح ملی و تأمین نیازهای عمومی به کار افتد.
6. ریشه‌کن کردن فقر و محرومیت از طریق تأکید بر ارزش کار و نفی هر نوع استثمار و ایجاد سیستم اقتصادی جدیدی که در آن هیچ‌کس مجبور نباشد نیروی کار خود را کمتر از ارزش اقتصادی واقعی آن بفروشد و بازده کار کشاورز و کارگر و همه زحمت‌کشان دیگر به صورت کامل عاید خود آنها گردد، شخصیت معنوی و انسانی هر فرد تقویت شود و در او شوقی درونی به وجود آید که کارآیی و مهارت خویش را بالا برد و به خودکفایی فنی جامعه کمک کند.
۷. تبدیل نظام آموزشی وارداتی استعماری به نظامی اصیل و مستقل که با اتکای بر مبانی اخلاقی، اجتماعی و تربیتی اسلام امکانات کافی برای پرورش و آموزش صحیح و پربار همه کودکان و جوانان ما فراهم سازد، جهل و بی‌سوادی را در همه قشرها و در همه جای کشور ریشه‌کن کند، نیروی عظیم انسانی ما را به پیشرفت واقعی معنوی، اجتماعی، علمی و صنعتی برساند.
8. ایجاد ارتشی با ایمان و مستقل که دیگر وسیله سرکوبی ملّت و جنبش‌های ملی نگردد و نقش واقعی خود را در دفاع از مرزهای کشور و حقوق ملت در برابر هجوم بیگانه ایفا کند، تا مانند همه ارتش‌های ملی در قلب مردم جای گیرد و از محبت و احترام عمومی برخوردار باشد.
9. از میان بردن همه ریشه‌ها و نهادهای فساد و فحشا که فرهنگ استعماری بر جامعه ما تحمیل کرده است و مبارزه با ماده‌گرایی و دل سپردن به اصالت لذت مادی که زمینه رشد ارزش‌های عالی معنوی را در محیط اجتماعی ما متزلزل کرده و مانعی بزرگ در راه شکوفایی استعدادهای نسل جوان، خلاقیت معنوی، اخلاقی، هنری، علمی و فنی آنان شده است.
۱۰. تنظیم سیاست خارجی بر اساس دو اصل اسلامی تولی و تبرّی با نتایج زیر:
الف. رعایت کامل استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی کشور بدون وابستگی به بلوک شرق یا غرب.
ب. احترام به استقلال و آزادی ملت‌های دیگر.
ج. توسعه و تحکیم روابط برادرانه با همه مسلمانان جهان در زمینه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی.
د. داشتن روابط دوستانه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با ملت‌هایی که در موضع سلطه‌جویی بر ملت‌های دیگر و تجاوز و خیانت به عالم اسلام نباشند.
ه. کمک به محرومان و مستضعفان جهان و حمایت همه‌جانبه از ملت‌هایی که در راه حق و عدل و آزادی مبارزه می‌کنند.

اصول و خط مشی حزب جمهوری اسلامی
1. تأکید بر تداوم انقلاب و جلوگیری از هر نوع تحجر و توقف در یک مرحله که برحسب تجربه تاریخی خودبه‌خود عامل ارتجاع و انحراف خواهد شد.
2. التزام به همبستگی روزافزون همه نیروهای مبارز مسلمان که در راه استقرار نظام حق و عدل اسلامی علیه استعمار و استثمار تلاش می‌کنند و جلوگیری از محدود شدن تداوم مبارزه و تلاش‌های سازنده در یک گروه یا قشر معین.
3. خودداری از هر نوع وابستگی به گروه‌ها و نیروهایی که پیوند با آنان به استقلال و اصالت اسلامی جنبش کمترین آسیبی زند.
4. استفاده از همه شیوه‌های مبارزه و سازندگی که با معیارهای اسلامی سازگار باشد با بهره‌گیری کامل از آخرین تجربه‌های مبارزاتی و سازندگی جوامع بشری و رعایت ضرورت‌های هر یک از مراحل تکامل انقلاب اسلامی جامعه ما.

اساسنامه حزب جمهوری اسلامی
مقدمه؛
نقش تشکیلاتی این حزب هدایت و سازماندهی نیروهای با ایمان و فعال کلیه قشرهای اجتماعی است که در انقلاب اسلامی ایران شرکت دارند و همچنین بسیج نیروهایی که هنوز در این انقلاب عظیم نقش مؤثری بر عهده نگرفته‌اند.
تشکیلات؛
ماده ۱. نام

حزب جمهوری اسلامی
ماده ۲. محل
مرکز حزب در تهران است و شعب آن بتدریج در شهرها و روستاها و خارج از کشور تشکیل خواهد شد.
ماده ۳. ارکان سازمان
عضو
واحد آمادگی
حوزه
شورای بخش، شهرستان، استان
کنگره
شورای مرکزی
شورای ایدئولوژی
شورای افتاء
شورای داوری
هیأت اجرایی
ماده ۴. عضو
هر مسلمان متعهد و مبارز که هدف و خط مشی حزب را بپذیرد و عضو سازمان سیاسی دیگری نباشد می‌تواند به عضویت این حزب درآید.
ماده ۵. واحد آمادگی
کسانی که آگاهی یا آمادگی لازم را برای عضویت در حزب ندارند می‌توانند در واحد آمادگی حزب شرکت کنند تا پس از کسب آگاهی لازم و نشان دادن صلاحیت و آمادگی به عضویت حزب درآیند.
ماده ۶. حوزه
هرگاه عده اعضای حزب در یک محل به هفت نفر برسد باید یک حوزه تشکیل دهند. حداکثر اعضای یک حوزه پانزده نفر است.
ماده ۷. حوزه مسئول تقویت بینش اسلامی، سیاسی و اجتماعی و سازندگی اخلاقی و عملی اعضا و اجرای تصمیمات تشکیلاتی، همکاری در راه تحقق اهداف حزب، بررسی تحلیلی مسائل جاری و تهیه پیشنهادهای مناسب است.
ماده ۸. اعضای حوزه از میان خود یک مدیر، یک مسئول مالی، یک منشی و یک رابط تشکیلاتی که صلاحیت و قابلیت اعتماد وی مورد تأیید رهبری باشد انتخاب می‌کنند.
ماده ۹. رابط تشکیلاتی، تصمیمات رهبری سازمان را به اطلاع اعضای حوزه و تصمیمات و پیشنهادهای حوزه را به اطلاع رهبری سازمان می‌رساند.
ماده ۱۰. شورای بخش، شهرستان و استان
با افزایش تعداد حوزه‌ها در یک بخش یا شهرستان یا استان، هیأت اجرایی باید به ایجاد شورای بخش، شهرستان یا استان اقدام کند. تشکیل این شوراها بر مبنای آیین‌نامه مصوب شورای مرکزی خواهد بود.
ماده ۱۱. کنگره
کنگره عالی‌ترین مرجع حزب است که اعضای آن بر اساس آیین‌نامه مخصوص انتخاب می‌شوند.
ماده ۱۲. پس از آنکه حداقل سیصد نفر به عضویت حزب درآیند نخستین کنگره تشکیل می‌شود و از آن پس، هر دو سال یکبار به تشکیل کنگره اقدام می‌گردد.
ماده ۱۳. هیئت اجرایی می‌تواند با تصویب شورای مرکزی به تشکیل کنگره فوق‌العاده حزب اقدام کند.
ماده ۱۴. جلسات کنگره در تهران تشکیل می‌شود مگر آنکه شورای مرکزی تشکیل آن را در جای دیگر تصویب کند.
ماده ۱۵. وظایف کنگره
الف. تصویب مرامنامه و اساسنامه یا تجدید نظر در آنها.
ب. تهیه و تصویب آیین‌نامه انتخابات اعضای کنگره و کیفیت اداره آن.
ج. تصویب یا تغییر آیین‌نامه‌هایی که در این اساسنامه تصویب آنها بر عهده کنگره گذارده شده است.
د. انتخاب اعضای شورای مرکزی و شورای داوری.
ه. بررسی گزارش هیئت اجرایی در زمینه فعالت‌های حزب.
ماده ۱۶. هویت اسلامی حزب و مواد مربوط به آن به هیچ وجه قابل تغییر نیست و هرگونه انحراف از آن در حکم انحلال حزب است و ادامه استفاده از نام و نشان و شخصیت حقوقی این حزب اسلامی در صورت انحراف از مبادی اسلام خیانت مسلم و غیرقابل گذشت به حقوق همه کسانی است که در راه بوجود آوردن و بارور کردن آن کوشیده‌اند.
ماده ۱۷. جلسات کنگره با حضور دوسوم اعضا، رسمیت می‌یابد و مصوبات آن با رای نصف به‌علاوه یک اعضای حاضر در جلسه اعتبار پیدا می‌کند.
ماده ۱۸. جلسات کنگره که برای تصویب یا تغییر مواد مرامنامه یا اساسنامه حزب تشکیل می‌شود با حضور سه‌چهارم اعضا، رسمیت می‌یابد و مصوبات آن با رای موافق دوسوم اعضای حاضر معتبر خواهد بود.
ماده ۱۹. شورای مرکزی
شورای مرکزی مسئولیت اساسی رهبری و برنامه‌ریزی حزب را برعهده دارد و در کلیه امور مربوط به حزب و فعالیت‌های حزبی مستقیماً در برابر کنگره مسئول است.
ماده ۲۰. حداقل اعضای شورای مرکزی ۳۰ نفرند که به‌وسیله کنگره از میان شایسته‌ترین اعضای حزب که دست‌کم یک سال سابقه عضویت داشته باشند برای مدت دو سال انتخاب می‌شوند.
تبصره ۱. تعداد اعضای شورای مرکزی با تصویب کنگره قابل افزایش است.
تبصره ۲. شرط یک سال سابقه در مورد اعضای نخستین شورا، خودبه‌خود ساقط است.
تبصره ۳. یک نفر می‌تواند برای چند دوره متوالی به عضویت در شورای مرکزی انتخاب شود.
ماده ۲۱. چگونگی اداره و رای‌گیری در جلسات شورای مرکزی بر طبق آیین‌نامه‌ای خواهد بود که توسط این شورا تهیه و تصویب خواهد شد.
ماده ۲۲. شورای مرکزی پس از تهیه و تصویب آیین‌نامه مزبور، در نخستین جلسه از میان اعضای خود، یک نفر را به‌عنوان دبیرکل حزب انتخاب می‌کند که مسئولیت اداره امور شورا و جلسات آن را نیز برعهده خواهد گرفت. علاوه بر این دو نفر از اعضا نیز به‌عنوان معاون دبیرکل حزب انتخاب می‌گردند.
تبصره. تعداد معاون دبیرکل با تصویب شورای مرکزی قابل افزایش است.
ماده ۲۳. وظایف شورای مرکزی
الف. تهیه طرح‌های سازنده به‌وسیله گروه‌های گوناگون با شرکت یک یا چند تن از اعضای شورا در هر گروه.
ب. بررسی و اتخاذ تصمیم درباره طرح‌ها و برنامه‌هایی که به‌وسیله گروه‌های نامبرده یا هیأت اجرایی تهیه می‌شود.
ج. انتخاب دبیرکل و معاونان او.
د. انتخاب هیأت اجرایی و نظارت بر کار آن.
ه. تعیین وظایف و اختیارات دبیرکل و هیئت اجرایی.
ماده ۲۴. شورای مرکزی به صورت عادی حداقل هفته‌ای یک بار تشکیل جلسه می‌دهد ولی دبیرکل حزب یا هیئت اجرایی، این اختیار را دارند که هروقت مقتضی بدانند شورا را برای تشکیل جلسه فوق‌العاده دعوت کنند.
ماده ۲۵. شورای ایدئولوژی
این شورا مسئول تأمین پویایی اندیشه اسلامی و اجتماعی حزب، جلوگیری از تحجر و رکود فکری آن و تضمین انطباق همه آموزش‌ها، مصوبات و مقررات حزبی با ایدئولوژی اسلامی است.
ماده ۲۶. شورای ایدئولوژی حداقل از سه تن از اندیشمندان صاحب‌نظر در علوم اسلامی تشکیل می‌شود که از صلاحیت اخلاقی عملی و دید وسیع اجتماعی و سیاسی برخوردار باشند.
ماده ۲۷. اعضای این شورا به‌وسیله شورای مرکزی برای مدت دو سال انتخاب می‌شوند تا همراه با عضویت در شورای مرکزی، عضو شورای ایدئولوژی نیز باشند و انتخاب مجدد آنها برای دوره‌های متوالی بلامانع است.
ماده ۲۸. شورای افتاء
شورای افتا حداقل از سه تن از اعضای برجسته حزب تشکیل می‌شود که دارای شرایط لازم برای افتا، یعنی عدالت، اجتهاد در فقه، آگاهی همه‌جانبه از ایدئولوژی اسلامی و دید وسیع اجتماعی سیاسی باشند. شورای مرکزی از میان اعضای خود، این افراد را برای مدت دو سال به این سمت انتخاب می‌کند و انتخاب مجدد آنها برای دوره‌های متوالی بلامانع است.
ماده ۲۹. شورای افتاء، تنها مرجع صلاحیت‌دار برای اظهارنظر در آن بخش از مسائل حزبی است که باید به تصویب مجتهد جامع‌الشرایط افتا برسد.
ماده ۳۰. شورای ایدئولوژی و شورای افتا موظف‌اند برای حفظ پویایی اندیشه و عمل اسلامی و اجتماعی و سیاسی حزب از همه وسایل و راه‌های مؤثر، استفاده کنند و در عین‌حال همه مصوبات کنگره، شورای مرکزی و هیئت اجرایی و کلیه نشریات ایدئولوژیک حزب را از نظر انطباق با معیارهای اسلامی در اسرع وقت بررسی نمایند و هرجا تخلفی از این معیارها ببینند از آن جلوگیری نمایند.
ماده ۳۱. شورای داوری
وظیفه این شورا رسیدگی به اتهامات و اعلام جرم‌های مربوط به وظایف یا صلاحیت اعضا و مقامات حزبی یا اختلاف‌نظر در تفسیر مواد مرامنامه، اساسنامه یا مصوبات حزب است.
ماده ۳۲. شورای داوری، تنها مرجعی است که می‌تواند نسبت به سلب صلاحیت یک عضو، رای صادر کند.
ماده ۳۳. شورای داوری از سه تن از زبده‌ترین اعضای حزب تشکیل می‌شود که دارای شرایط لازم برای قضا، بر طبق معیارهای اسلامی باشند.
ماده ۳۴. اعضای این شورا از طرف کنگره برای مدت دوسال انتخاب می‌شوند و انتخاب مجدد آنها برای دوره‌های متوالی بلامانع است.
ماده ۳۵. اعضای شورای داوری نمی‌توانند در شورای مرکزی یا هیئت اجرایی، عضویت داشته باشند.
ماده ۳۶. هیأت اجرایی
هیأت اجرایی، مسئول سازماندهی حزب و اجرای مصوبات کنگره، شورای مرکزی، شورای داوری و اداره کلیه امور اجرایی حزب است.
ماده ۳۷. هیئت اجرایی از میان اعضای حزب برای مدت دو سال به‌وسیله شورای مرکزی انتخاب می شود.
ماده ۳۸. در موارد فوری، هیأت اجرایی می‌تواند بر طبق آیین‌نامه‌ای که به تصویب شورای مرکزی می‌رسد تصویب‌نامه لازم را صادر و اجرا کند ولی موظف است این تصویب‌ها را در اولین جلسه شورای مرکزی مطرح کند تا شورای مرکزی در مورد قبول یا رد آن تصمیم مقتضی بگیرد.
ماده ۳۹. هیأت اجرایی، حداقل هفت عضو اصل و هفت عضو علی‌البدل دارد که به‌وسیله شورای مرکزی از میان کسانی که دست‌کم دو سال سابقه عضویت در حزب را داشته باشند انتخاب می‌شوند.
تبصره. شرط سابقه در مورد نخستین هیأت اجرایی خودبه‌خود ساقط است.
ماده ۴۰. اعضای هیأت اجرایی در میان خود، یک عضو اصلی را به‌عنوان رئیس و یک عضو علی‌البدل را به‌عنوان نایب‌رئیس انتخاب می‌کنند. رئیس هیأت اجرایی مسئول اداره و هماهنگی همه امور اجرایی و نماینده حزب در برابر کلیه مراجع قانونی و اشخاص حقیقی یا حقوقی است.
ماده ۴۱. ریاست هر یک از واحدهای اصلی سازمان اجرایی حزب با یک عضو اصلی و معاونت آن با یک عضو علی‌البدل از هیأت اجرایی است که با پیشنهاد رئیس و رای هیأت مزبور برای این سمت، انتخاب می‌شوند.
ماده ۴۲. اعضای هیأت اجرایی نسبت به کلیه مسایل اجرایی حزب در برابر شورای مرکزی مسئولیت مشترک دارند.
ماده ۴۳. واحدهای وابسته به حزب برای گسترش دایره خدمات حزب باید به‌وسیله گروه‌های مختلف اجتماعی با همفکری و همکاری حزب، اتحادیه‌ها و کانون‌های صنفی از قبیل کانون نویسندگان، جامعه استادان، جامعه فرهنگیان، اتحادیه‌های کارگری و کشاورزی، اتحادیه دانشجویان، اتحادیه دانش‌آموزان، اتحادیه پیشه‌وران و بازرگانان، اتحادیه کارمندان و نظایر اینها به‌وجود آیند تا با رعایت هماهنگی با سیر کلی جامعه در تحقق اهداف صنفی و سازندگی اسلامی و اجتماعی و سیاسی حداکثر کوشش را به‌عمل بیاورند.
ماده ۴۴. مرامنامه حزب، مشتمل بر دو بخش هدف و اصول خط‌مشی و اساسنامه آن مشتمل بر ۴۴ ماده و پنج تبصره در نخستین کنگره حزب در … به تصویب رسید.