اما در خصوص جوابیه جناب عسگراولادی ضمن تشکر از سعهصدر ایشان و قدردانی از وی جهت ایجاد فضای گفتوگو ذکر برخی نکات ضروری به نظر میرسد که به آن اشاره میشود:
اول. جناب عسگراولادی تأکید کردهاند «نقد ایشان ناظر به سخنان اخیر آقای رئیسجمهور نبوده، چون قبل از سخنان دکتر احمدینژاد درج شده است»، این در حالی است که در هیچ کجای یادداشت مورد بحث ادعا نشده بود سخنان آقای عسگراولادی در واکنش به گفتوگوی تلویزیونی رئیسجمهور بوده، بلکه بر این نکته تأکید شده که در حالی که رئیسجمهور دائماً بر لزوم ایجاد فضای همدلی و گفتوگو میان قوا تأکید دارند، چرا برخی سیاسیون از جمله دبیرکل محترم جبهه پیروان خط امام و رهبری ایشان را به واگرایی متهم میکنند؟! جناب عسگراولادی در جوابیه خود تأیید کردهاند که: «انصاف باید داد لحن رئیسجمهور در نقد رقبا یا قوا لحن دوستانه بود و بنده این لحن را گامی در همگرایی قوا میدانم». اما باید از ایشان پرسید آیا این نخستین باری است که رئیسجمهور از لحنی دوستانه استفاده میکند؟ آیا این نخستین گام وی جهت همگرایی قوا است؟! اگر آقای عسگراولادی اینچنین میاندیشند، خوب است از مسئولان قوای دیگر و نهادها و ارگانهای عمومی و انقلابی درخصوص جلسات مداوم و مشترک این افراد با رئیسجمهور سؤال پرسیده و از اقدامات اجرایی دکتر احمدینژاد جهت ایجاد همگرایی در نظام آگاه شوند. هرچند بعید میدانیم ایشان از این موضوعات اطلاع نداشته باشند.
عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی در همین بند از جوابیه، به رئیسجمهور توصیه کردهاند، دقتهای کارشناسی در مورد مسائل اقتصادی کشور را مدنظر قرار دهد. این توصیه بحق البته در حالی مطرح میشود که دکتر احمدینژاد در نشست تلویزیونی خود تأکید نمود شخصاً در صدها ساعت جلسات کارشناسی مربوط به طرح تحول شرکت کرده و مسائل را از نگاه کارشناسی مورد بررسی قرار داده است.
دوم. آقای عسگراولادی در بخش بعدی جوابیه، با اشاره به سخنان قبلیشان در مورد فتنهگران با اشاره غیرمستقیم به بیانات رهبر معظم انقلاب در خراسان شمالی، تأکید کرده: «ما همچنان شیطان اکبر را آمریکا میدانیم» این اشاره وی در حالی صورت میگیرد که به نظر میرسد نوعی مغالطه عجیب در آن نهفته است. امام خامنهای در سفر خراسان شمالی از افرادی که رقیب انتخاباتی خود را شیطان اکبر میخوانند انتقاد کردند، باید از جناب عسگراولادی پرسید بهراستی فکر میکنند مخالفت امت حزبالله با سران و فعالین فتنه به خاطر رقیب انتخاباتی بودن آنها است؟! آیا ایشان باور ندارند سران و فعالین فتنه در مسیر آمریکا و صهیونیسم حرکت کردند و به همین میزان از خصوصیات و صفات رذیله شیطان اکبر بهرهمند شدهاند؟! آقای عسگراولادی در ادامه گفتهاند: «نصیحت به برخی که گرفتار فتنه هستند به معنای نادیده گرفتن اشتباهات فاحش و خطاهای آنها نیست، اما وقتی خداوند بزرگ در توبه را برای بندگانش در هر شرایطی باز گذاشته برخی بندگانش نباید بیاذن خدا به دلیل افراط در دشمنی این راه نجات را برای خطاکاران ببندند.»
از آقای عسگراولادی درخواست میکنیم فقط یک مورد و تنها یک مورد از نشانههای پشیمانی و احساس گناه سران و فعالان فتنه را برای ما بازگو کنند تا باور کنیم آنها از خیانتی که در حق جبهه توحیدی عالم کردهاند پشیمان هستند و قصد توبه دارند.
بار دیگر این سؤال را از مرد کهنهکار سیاست ایران میپرسیم که آیا فضای رسانهای و سیاسی را رصد نمیکنند و آگاه نیستند که فعالین فتنه این روزها دائماً با لحنی طلبکارانه و مدعیانه از بازگشت به فضای سیاسی کشور آن هم با شرط و شروط سخن میگویند و از آقای عسگراولادی و دوستانشان میخواهند بابت حمایت از دولت احمدینژاد (که البته ما در اصل این حمایت شک داریم) از محضر ملت عذرخواهی کرده و توبه نمایند! آیا اینها نشانههای پشیمانی و تضرع سران و فعالان فتنه است؟!
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری در ادامه نوشتهاند: «توبه آنها به معنای بازگشت به صدر جایگاه سیاسی نیست.» از ایشان سؤال میکنیم زمزمههای نامزدی افرادی همچون سیدمحمد خاتمی به چه معنا است؟ آیا پیر سیاست ایران توجه ندارد در شرایطی که فتنهگران از نامزدی برخی نیروهای اصلی خود سخن میگویند و همزمان فردی مثل ایشان از فتنهگر نبودن آنان و امکان بازگشت به دامان نظام دم میزند، این در دنیای سیاست به معنای نشان دادن چراغ سبز به فتنهگران معنا میشود؟! ضمن آنکه آقای عسگراولادی آیا میتواند از جایگاه اولیای دم مقتولین و شهدای فتنه سال ۸۸ به قاتلین عزیزانشان اجازه بازگشت و نوید بخشیده شدن بدهد؟ ایشان آیا میتواند به نمایندگی از ملت ایران و خانواده شهدا از جفایی که در حق نظام اسلامی شد بگذرد و به فتنهگران وعده عفو دهد؟ بهراستی این سخنان از چه جایگاهی مطرح میشود؟ نکند پس از عمری مجاهدت در راه انقلاب به خاطر مسائل سیاسی به خیانتکنندگان علیه انقلاب اسلامی چراغ سبز نشان دهیم. تکلیف فتنهگران با دستگاه الهی البته مسئله جدایی است که سخن گفتن درخصوص آن در صلاحیت بندگان نیست.
سوم. عضو شورای مرکزی مؤتلفه در ادامه جوابیه خود با اشاره به سؤال پرسیده شده از وی در مورد خبرهای تازه از جلسات با گروه سه نفره آقایان حداد عادل، ولایتی و قالیباف نوشته: «نباید از فعالیت بنده و دوستانمان برای انتخابات آینده تعجب کنید، چون ما به عنوان یکی از اضلاع رقابت در مسیر همان مشارکت حداکثری حرکت میکنیم.»
به ایشان عرض میشود اصولاً هیچ فرد اهل سیاستی از برگزاری جلسات اینچنینی تعجب نمیکند. آنچه باعث تعجب است اعلام رسانهای این گونه جلسات و دامن زدن به فضای زودهنگام انتخاباتی در کشور میباشد که اتفاقاً مورد منع اکید رهبر انقلاب قرار گرفته است. آنچه باعث تعجب و نگرانی میشود این ظن است که عدهای در جمعهای محدود قصد تصمیمگیری برای ملت ایران را داشته باشند.
از جناب عسگراولادی میپرسیم آیا از مواضع آقای قالیباف در مورد آنچه خود شما آن را فتنه میدانید آگاه نیستید؟ شهردار تهران فتنه سال ۸۸ را یک «کدورت سیاسی» نامیده بود و نه فتنه؟! آیا از نظر شما او و امثال او میتوانند نمایندگان شایستهای برای ملت خلقکننده حماسه ۹دی باشند؟!
چهارم. نکته جالب توجه دیگر در جوابیه آقای عسگراولادی عدم علاقه ایشان نسبت به پاسخگویی درخصوص برخی سؤالاتی است که در یادداشت مورد ذکر مطرح شده بود. ای کاش دبیرکل محترم جبهه پیروان خط امام و رهبری طی یک جوابیه به این سؤالات که بار دیگر آنان را مرور میکنیم جواب دهند:
الف. ایشان در گفتوگو با روزنامه جامجم گفته بودند: «عدهای مایل نیستند احمدینژاد دوره خود را به پایان ببرد و میخواهند این تجربه را شکستخورده نشان دهند.» از ایشان سؤال میکنیم این افراد چه کسانی هستند؟ آیا نمیخواهید آنها را به محضر ملت بزرگوار ایران معرفی کنید؟
ب. ایشان که طی روزهای اخیر در مجموعه مقالاتی تحت عنوان «انحراف چیست؟» در تلاش هستند دولت دکتر احمدینژاد را انحرافی جلوه دهند نظرشان درخصوص این سخنان رهبر انقلاب در دیدار با اعضای هیأت دولت در شهریور سال ۹۱ چیست: «در این سالهایی که دولت نهم و دولت دهم بر سر کار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهای انقلاب و چیزهایی که امام به آن توصیه میکردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه برجسته شده، مسئله ساده زیستی مسئولان، استکبارستیزی، افتخار به انقلابیگری هر بینندهای احساس میکند و میبیند که تلاش دشمنان در مقابله با جمهوری اسلامی در این سالهای اخیر، در همین شش هفت سال گذشته و بخصوص در این دو سه سال اخیر، بیشتر شده… یکی از علل این دشمنیها، همین پیشرفتهای شماست… عامل دوم این دشمنیها، زنده شدن شعارهای انقلاب است».
آیا نباید به عنوان دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری، موضع و تکلیف خود درخصوص این بیانات رهبر انقلاب را مشخص و شفاف کنید؟!
ج. از ایشان سؤال میکنیم آیا قصد ندارند طی سلسله یادداشتهایی در روزنامه رسالت یا هر رسانه دیگری، دلایل انحراف از توصیههای اکید رهبر انقلاب مبنی بر خیانتآمیز بودن هر حرکتی که در جهت اختلاف باشد را تبیین نمایند؟ آیا نمیخواهند نسبت به مواضع آنهایی که گفتند اطرافیان احمدینژاد از خوارج بدتر هستند و باید ریشه آنها را خشکاند، اعتراض کنند؟ آیا علاقهای به مرور آنچه در سال ۹۰ بر سر دولت آمد ندارند؟!
در پایان بار دیگر از سعهصدر مرد کهنهکار سیاست ایران که خدمات وی در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی از یادها نخواهد رفت تشکر کرده و باز شدن باب این گونه بحثها و موضوعات را باعث خیر و برکت برای انقلاب اسلامی میدانیم. روزنامه این آمادگی را دارد که جوابیههای بعدی آقای عسگراولادی را منتشر و فضای گفتمان میان نیروهای انقلابی را توسعه دهد انشاءالله.





