آقای عسگراولادی را یک سیاستمدار سالم میدانم که وارد بازیهای سیاسی دوقطبی نشد و تن به ژورنالیسم زرد و سیاه سیاسی نداد. و هر چه از این آدمها داریم باید تقدیر بشود. آقای عسگراولادی را یک سیاستورز تراز انقلاب اسلامی میدانم. ممکن است بهعنوان یک شهروند بعضی از دیدگاههاشان را بپسندم و بعضی را نه. اما واقعا حیف نبود ایشان در بازیهای سیاسی تخطئه بشود؟ هیچوقت هم در رقابت با ژورنالیسم سیاسی زرد صهیونیستی پیروز نمیشد؛ مسخرهشان هم میکردند و میگفتند جریان سیاسی شما همیشه چقدر رایاش کم است و باید با دیگران ائتلاف کند تا شاید رأی بیاورد!
اما تا آنجا که حافظه سیاسیام یاری میکند، ایشان وارد این بازی شوم نشد که عدهای را سازماندهی کند و بگوید بچهها اگر آنها زدند ما هم بزنیم! میخواهم در سوگ آقای عسگراولادی نه، در سوگ سیاستورزی سالم صحبت کنم!
حیف نیست چنین شخصیتهایی را در فضای دوقطبیهای سیاسی از دست بدهیم؟ سیاستورزی که مترجم قرآن است، بازاریست، رهایش کنی معلم قرآن است، و شهادتطلبهایی مثل شهید صیاد شیرازی که واقعا کمنظیر بود شاگرد ایشان محسوب میشوند. خیلیها اگر بشنوند سپهبد صیادشیرازی چقدر از نظر فکری و معنوی پیش ایشان تلمذ میکرد تعجب میکنند که مگر صیاد سیاسی و جناحی بود؟ اگر به این معنا بگوییم اصلا خود آقای عسگراولادی سیاسی نبود، دینی بود، فرد مورد اعتماد امام بود.

زیاد نمیخواهم از مظلومیت ایشان در عرصه سیاسی صحبت کنم، همین مقدار کفایت میکند، من در مردانگی سیاسی ایشان میخواهم صحبت کنم و بگویم؛ آقا! شما با اینکه تخریب شدی، باز هم ایستادی و راه خودت را رفتی! کنار میکشیدی تا بچههای عرصه سیاست با هم بازی کنند!
این خیلی مردانگی میخواهد. خیلیها تا عرصه را دوقطبی و پر از تخریب میبینند کنار میکشند و دیگر اظهار نظر نمیکنند. شاید یکی از کسانی که بهعنوان یاران درجهیک امام و چهره ماندگار انقلاب باید خودش را فراجناحی حفظ میکرد آقای عسگراولادی بود، ولی گفت نه! بالاخره ما اینجا تلاشی میکنیم و فعالیتی انجام میدهیم.
اگر من در هر جناحی چنین شخصیت سالم از نظر سیاسی و عملکردی ببینم، حاضرم همینقدر تقدیرش کنم. چون عرصه سیاست عرصهایست که شما بهسادگی نمیتوانید متخصص در این سطح در آن پیدا کنید.

من واقعا حیفم میآید که فردی در بازار اینقدر متدین، مورد اعتماد امام و رهبری، اینگونه مظلوم واقع شود. به چه کسانی مراجع اجازه جمعآوری و صرف وجوهات شرعی میدهند؟ معمولا به علما! ایشان از علما نبودند اما مثل علما، بلکه بعضا بهتر، مورد اعتماد بودند. پیشکسوت عرصه انقلاب و سیاست بود اما در جامعه از ایشان چه ماند و با او چه کردند؟ بحث من دلسوزی برای یک شخصیت نیست؛ حالا ایشان با خدا معامله کرد ولی این فضای تخریب در عرصه سیاست همچنان ادامه دارد.
در سوگ آقای عسگراولادی که به سلامت سیاستورزی کرد و سالم باقی ماند باید گریست. در سوگ او باید در یادوارهاش یاد او را زنده کرد.
من هر وقت آقای عسگراولادی و منش ایشان را به یاد میآورم، آقای مهدویکنی هم در ذهنم میآید که آقا در موردشان فرمودند سیاستمدار صادق؛ حالا اگر بخواهم در همین سیاق وصفی برای آقای عسگراولادی بگذارم، میگویم سیاستمدار سالم.

عرصه سیاست، عرصه حضور چه کسانی باید باشد؟ آقای مهدویکنی، آقای مصباح، آقای عسگراولادی و حتی اگر کسی غربگرا هم هست باشد، اما این منش را داشته باشد و اندیشمندانه به موضعی رسیده باشد. زیرا اینها به رشد حقیقت در جامعه کمک میکنند. ما انقلاب کردیم که این افراد بیایند در عرصه سیاست و چه خوب بود اگر این شخصیتها تخطئه نمیشدند.
حیف که من ناتوانم به اندازه یک یادواره خاطره سیاسی از ایشان بگویم ولی من با منش ایشان کار دارم نه با موضعشان حتی اگر همه آنها را قبول داشته باشم. از آیتالله مهدویکنی و مصباح یزدی هم یاد کردم تا بیشتر بتوانم شخصیتی مثل آقای عسگراولادی را تشریح کنم و باید بگویم ایشان هم در این مظلومیت تنها نبود و تخریب فضای سیاسی جامعه ادامهدار است و همیشه مظلومانی دارد.
صوت سخنرانی:






