asgaroladi preloading image

نامه اول ابراهیم یزدی به عسگراولادی

نامه اول ابراهیم یزدی به عسگراولادی

بسمه تعالی
قل لعبادی یقولوا التی هی احسن (اسراء۵۳)

جناب آقای عسگراولادی مسلمان دبیرکل جمعیت مؤتلفه اسلامی
جناب آقای دکتر محمدرضا خاتمی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی

با سلام و آرزوی توفیق همگان در جلب رضایت خداوند قادر متعال و خدمت به ایران و اسلام.
نهضت آزادی ایران با دقت و علاقه، نامه‌های مبادله‌شده میان دبیران‌کل دو حزب بزرگ و مؤثر در درون حاکمیت را پیگیری کرده است. برقراری چنین گفت‌وگوهایی میان رهبری حزب اکثریت اصلاح‌طلبان و رهبری حزب اقلیت اما نیروی محرک و محور اصلی جناح محافظه‌کاران، اگر اراده اصلاح و تغییر مشی در رهبری هر دو جریان اقلیت و اکثریت وجود داشته باشد، می‌تواند موجب کاهش تنش‌های سیاسی موجود گردد. علاوه بر این، نهضت آزادی مکاتبات بین دبیران‌کل دو حزب را در حضور ملت مفید و آموزنده می‌داند. هم واقعیت‌ها و حقایق از خلال بحث‌ها و تضارب نظرات برای مردم روشن‌تر می‌گردد و هم طرفین مجبور به اتخاذ مواضع منطقی در برابر میلیون‌ها نفر می‌گردند و می‌توان امیدوار بود اتخاذ منطقی بر عملکردهای واقعی طرفین در عمل سیاسی نیز اثرگذار باشد و رفتارهای خشونت‌گرا و قانون‌گریز به دور از انصاف تعدیل گردد.
در این گفت‌وگوها، آنچه مهم و مطلوب است رفع اختلافات نیست، بلکه نهادینه شدن فرایند گفت‌وگو برای فهم بهتر محدوده اختلافات و هم‌کنشی‌های بهداشتی برای کاهش تشنجات سیاسی نامطلوب کنونی است. برای مؤثر بودن هرچه بیشتر این گفت‌وگوها، شرط لازم آن است که طرفین از به‌کارگیری زبان تهمت و افترا و برچسب زدن به یکدیگر پرهیز نمایند. معیارهای ما در ورود به این گفت‌وگوهای سیاسی قبل از هرچیز باورهای قرآنی است. آموزه‌های اصیل این کتاب آسمانی، گفت‌وگو میان گروه‌های مختلف انسانی با اندیشه‌ها و باورهای متنوع و متضاد را به‌جای جنگ و خشونت و تقابل‌های خصمانه، اصل می‌داند و مسلمانان و مؤمنان را حتی به گفت‌وگو با اهل‌کتاب و کفار فرا می‌خواند. قرآن کریم وجود اختلاف در افکار و آرای آحاد و گروه‌های جامعه انسانی را به رسمیت می‌شناسد و تضارب آرا و عقاید را مؤثرترین و سالم‌ترین راه دستیابی -اگرچه نسبی- به حقیقت می‌داند. در محیط رعب و وحشت و جو غوغاسالاری، حق و حقیقت بزرگ‌ترین مظلوم و اولین قربانی است. در جو آرام و مدنی، حق فرصت ارائه خود را به وجدان‌های بیدار و آگاه مردم می‌یابد. به‌عکس باطل با غوغاسالاری و خشونت و برهم زدن قواعد گفت‌وگوهای مدنی راه کشف حقیقت را بر فطرت‌های خداگونه انسان‌ها می‌بندد. بنابراین، هنگامی که دو حزب سیاسی بزرگ رقیب، به‌رغم اختلافات و تقابل‌ها، گفت‌وگوی سیاسی را آغاز می‌کنند، دریچه امیدی برای پایان یافتن دوره استفاده از ابزارهای خشونت برای تحقق هدف‌های سیاسی باز می‌شود و ما بر اساس آموزه‌های قرآنی از آن استقبال می‌کنیم.

اما انگیزه نهضت آزادی ایران در استقبال از این گفت‌وگو و نگاشتن این نامه سرگشاده به هر دو حزب و تمام احزاب و گروه‌های سیاسی، اولویت دادن به منافع و امنیت ملی کشورمان است. نهضت آزادی ایران بر این باور است که نهادها و نیروهای سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، اعم از اکثریت یا اقلیت، درون یا بیرون از حاکمیت، با انسدادهای جدی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اخلاقی در سطح جامعه روبه‌رو هستند و نظام جمهوری اسلامی دچار وضعیت بحرانی و تعادل ناپایدار گردیده است. ادامه انسداد و استمرار تعادل ناپایدار کنونی قطعاً به زیان و ضرر کشور است و اگر چاره‌ای اندیشیده نشود موجب فروپاشی سیاسی، جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی کشور و زوال اقتدار دولت و خدای‌ناکرده وارد شدن ضربات جبران‌ناپذیر به تمامیت ارضی کشورمان خواهد شد. از طرف دیگر، این انسداد سیاسی و تعادل ناپایدار در شرایطی بروز کرده است که خطرات جدی خارجی کشورمان را تهدید می‌کند، بنابراین نگرانی‌ها باید به‌مراتب جدی‌تر باشد. در کشورهای همسایه ما تغییراتی صورت گرفته است که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با امنیت و منافع ملی کشورمان سر و کار دارد. تداوم این تغییرات بدون تردید بر وضعیت امنیتی ایران نیز اثرگذار خواهد بود. به نظر نهضت آزادی ایران، هیچ ایرانی وطن‌دوستی نمی‌تواند ناظر بر وضعیت شکننده‌ای که کیان کشورمان را تهدید می‌کند باشد ولی گامی برای تغییر آن برندارد. هستی ملت و مملکتی هم‌چون شمع می‌سوزد و وجودش در حال ذوب شدن است. برای برون‌رفت از این انسداد، دو راه‌حل اساسی قابل تصور است: از درون نظام جمهوری اسلامی یا از خارج نظام. نهضت آزادی ایران، راه بیرون‌رفت از انسداد و تعادل ناپایدار با جایگزین‌سازی از بیرون مرزها یا عبور از جمهوری اسلامی را به سود مصالح و منافع کلان ملی نمی‌داند و هیچ‌یک از پیامدهای آن را در خدمت منافع ملی و یا به سود هیچ گروه ملی اعم از اسلامی، غیردینی و یا حتی ضددینی نمی‌بیند و بنابراین، همه نهادها و احزاب و گروه‌های سیاسی را به قبول راه‌حل‌های برون‌رفت از انسدادها از درون نظام جمهوری اسلامی و تن در دادن به پیامدهای آن دعوت می‌کند. گروه‌های سیاسی‌ای که خود را خدمت‌گزار ایران و اسلام، وفادار به نظام جمهوری اسلامی و مدافع مصالح کلان ملی می‌دانند علی‌القاعده باید راه‌حل برون‌رفت از انسدادها از درون نظام را بپذیرند. اگر بپذیریم که مقدمه هر کار واجبی واجب است، مقدمه اجتناب‌ناپذیر برون‌رفت از انسدادها از درون نظام جمهوری اسلامی، مقابله با تهدیدات خارجی و کاهش تشنجات با تمکین از قانون و گفت‌وگو میان تمامی گروه‌ها و احزاب سیاسی نیز یک واجب ملی و دینی است. پذیرش این راه‌حل به شهامت و جسارت تصمیم‌گیران و مسئولان طراز اول کشور و همه نهادها و نیروهای سیاسی نیازمند است، حتی اگر این پذیرش مستلزم عقب‌نشینی نسبی از مواضع (با حفظ اصول) و از دست دادن برخی از موقعیت‌ها و امکانات برای نهادها، گروه‌ها و احزاب سیاسی باشد.

برخی از نیروها و احزاب سیاسی ازجمله جمعیت مؤتلفه اسلامی، مرتباً اعتقاد به قانون اساسی را به‌عنوان پیش‌شرط حضور و فعالیت احزاب و گروه‌ها تبلیغ می‌کنند. چنین موضع سیاسی از نظر منطقی ناصواب و از نظر عملی هم غیرممکن می‌باشد. اگر به مشروح مذاکرات مجلس بررسی پیش‌نویس قانون اساسی -معروف به مجلس خبرگان- در سال ۱۳۵۸ رجوع شود ملاحظه می‌گردد که کم‌تر اصلی از اصول قانون اساسی به اتفاق آرا به تصویب رسیده است. نمایندگانی که در آن مجلس به بعضی از اصول قانون اساسی رأی نداده‌اند، لابد به آن اصول اعتقاد نداشته‌اند. بررسی مشروح مذاکرات مجلس یادشده خصوصاً به‌هنگام بررسی و تصویب اصول مصرّح در فصل سوم (حقوق ملت)، فصل پنجم (حقوق حاکمیت) و فصل هفتم (شوراها) به‌وضوح نشان می‌دهد که در میان اعضای آن مجلس، دو نگرش اساسی متفاوت نسبت به ماهیت و ساختار جمهوری اسلامی وجود داشته است؛ یک نگرش به جمهوریت تام و کلیه التزامات آن و گروهی دیگر به «حکومت اسلامی» در چارچوب تجارب و مناسبات سیاسی تاریخی، عنایت و اعتقاد داشته است. به‌عنوان مثال هنگام بحث درباره اصل۲۶ قانون اساسی -در مورد فعالیت آزاد احزاب سیاسی- این دو نگرش در برابر هم قرار گرفتند؛ یک گروه از نمایندگان مجلس خبرگان معتقد بودند که در جمهوری اسلامی حتی احزاب کمونیست، در صورت التزام به قانون اساسی و تبعیت از نظم جدید، حق حیات دارند و می‌توانند به‌موجب اصل۲۶ قانون اساسی آزادنه فعالیت داشته باشند، اما گروه دیگری از نمایندگان نه‌تنها با چنین حقی به‌شدت مخالفت کردند بلکه تحزب اعم از اسلامی یا غیر آن را اصولاً ضداسلامی می‌دانستند. اما وقتی بحث پیرامون این اصل به پایان رسید و رأی‌گیری شد، اصل۲۶ با اکثریت قابل توجهی به تصویب رسید. پس از این مرحله یعنی تصویب اصل یادشده با رعایت موازین مورد قبول، همه اعضای مجلس خبرگان -ازجمله مخالفان که اعتقادی به آن اصل نداشتند ولذا به آن رأی مثبت ندادند- باید خود را ملتزم به قانون بدانند حتی اگر یکی از مخالفان اصل۲۶ در آن مجلس به ریاست قوه قضاییه هم منصوب شود ملزم به اجرای قانون مصوب است و نباید نظرات و اجتهادهای شخصی که در آن مجلس مطرح کرد ولی مورد قبول اکثریت نمایندگان قرار نگرفت را اعمال نماید. بنابراین در نظام جمهوری اسلامی، اصل راهبردی برای قوای سه‌گانه و تمام نهادها، گروه‌ها و احزاب سیاسی باید «تعهد» و «التزام» به قانون اساسی باشد و نه «اعتقاد». متاسفانه در لایحه اصلاح قانون اساسی بر اعتقاد به قانون اساسی تاکید شده است.
نکته ضروری دوم عبارت از این است که برای هموار ساختن راه گفت‌وگو و مفید و مؤثر بودن آن در جهت کاهش تشنجات و توافق بر سر برون‌رفت از انسداد کنونی، همه نهادها، گروه‌ها، جناح‌ها، جریان‌ها و احزاب سیاسی متعهد به منافع ملی، باید هرگونه عمل فراقانونی و اعمال خشونت به‌عنوان ابزار کار سیاسی از جانب هرکس و هر گروهی را قویاً محکوم کنند.

​جناب آقای حبیب‌الله عسگراولادی
جناب آقای دکتر محمدرضا خاتمی
​نهضت آزادی ایران، با استقبال از ابتکاری که به خرج داده‌اید و با علم و آگاهی کامل نسبت به اختلافات و مرزبندی‌های اساسی میان مبانی اعتقادی و مواضع سیاسی خود با سازمان‌های تحت رهبری شما و با حفظ مواضع خود، به‌منظور توسعه فرهنگ گفت‌وگوی سیاسی در راستای هموار ساختن راه برون‌رفت از انسدادهای تهدیدکننده، با نوشتن نامه حاضر به این فرآیند وارد می‌شود و همه احزاب و گروه‌های سیاسی را برای مشارکت در این گفت‌وگو دعوت می‌کند. در صورتی که مفاد این نامه سرگشاده مورد توجه جدی و عملی قرار گیرد، نهضت آزادی ایران آمادگی خواهد داشت که به‌منظور شفاف‌تر شدن هرچه بیشتر مواضع گروه‌ها و ارتقاء سطح آگاهی ملت، نظرات انتقادی خود را پیرامون مواضع سیاسی و فکری و عملکرد هر دو حزب مطرح سازد و از طرح هرگونه نقد عالمانه و محققانه از مواضع و عملکرد نهضت آزادی نیز استقبال خواهد کرد.

​از آنجا که نامه‌نگاری مؤثرترین روش برای تعامل بهداشتی میان نیروها و احزاب سیاسی گوناگون نمی‌باشد، نهضت آزادی ایران، خانه احزاب را جایگاه مناسبی برای تداوم این نوع گفت‌وگوها می‌داند و از شما به‌عنوان رهبران دو حزب اقلیت و اکثریت دعوت می‌کند که همه امکانات خود را برای یاری دادن به خانه احزاب در ایجاد فضای مناسب برای گفت‌وگوهای چندجانبه میان تمامی احزاب سیاسی، به‌منظور کاهش تشنجات و هموار ساختن راه برای تحقق وفاق ملی، به کار گیرید.

​دکتر ابراهیم یزدی
دبیرکل نهضت آزادی ایران

نظرتان را بنویسید

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید

فهرست مطالب