جناب آقای الیاس حضرتی
مدیرمسئول محترم روزنامه اعتماد
السلام علیکم
جمعی از دوستان اصلاحطلب، که نام شما هم در بین آنهاست طی نامهای از مواضع اینجانب درخصوص بازخوانی فتنه ۸۸ تشکر کردند و باب گفتوگویی را بازکردند. من به شما برادر عزیز و فردفرد برادران مذکور سلام ویژه دارم. میخواستم به این بهانه و مطالب خوب و دلسوزانهای که در مکتوب شماست بهعنوان یک برادر کوچک مطالبی را مشفقانه عرض کنم؛
نوشتهاید: «شرایط گفتوگو خاصه گفتوگوی سیاسی از نیروهای فعال انقلابی گرفته شده است» و آن را بدترین اتفاق سالهای اخیر دانستهاید
این حرف درستی است؛ ما در هیچ حالتی نباید باب گفتوگو را بسته بدانیم. بنده در دوران دولت اصلاحات باب گفتوگویی را با ارگان دولت و نیز با دبیرکل محترم حزب حاکم باز کردم، امّا متأسفانه آن باب را بستند. کار به جایی رسید که در انتخابات سال ۸۸ باب اردوکشی خیابانی و زنده باد و مرده باد باز شد. این باب را گشوده و مفتوح باید بدانیم و بر اساس خرد جمعی، مردمسالاری دینی را نهادینه کنیم.
سخنی از استبداد سیاسی و خودکامگی و خطر آن در نهضت ملی صد ساله اخیر به میان آوردید و اضافه کردید؛ باید فرهنگ مردمسالاری و اخلاق انسانی و تعامل حزبی را نهادینه کنیم.
این هم سخن حقی است، ما از وقتی که از مبانی نظام و امام فاصله گرفتیم، گرفتار دیو استبداد و خودکامگی شدیم. امام(ره) فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا گرفتار استبداد نشوید» ما این آموزه الهی را رها کردیم و در فتنه سال ۸۸ برخی از دوستان به جای پشتیبانی از ولایت فقیه تابع گامبهگام آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی شدند که بزرگترین تبهکاری سیاسی در کشور رقم خورد با اینکه در قرآن کریم با صراحت آمده است ولاتتبعوا خطوات الشیطان، هرچه مشفقانه رهبری مظلوم انقلاب فرمودند، از شیطان بزرگ و استکبار جهانی فاصله بگیرید برخی از برادران ما گوش نکردند، هرچه رهبری معظم انقلاب نصیحت فرمودند برای حل مناقشات، عدالت، انصاف و قانون را مدنظر بگیرید، گوش شنوایی نبود. کار به جایی رسید که اکنون ما میبینیم دوستان خوبی را از دست دادیم. بنده این باب را بسته میبینم ما دوباره میتوانیم برادرانه همدیگر را در آغوش بگیریم و بر دشمن اسلام و انقلاب و کشور لعن و نفرین بفرستیم و باز هم رحماء بینهم باشیم.
از خطر اغیار در انحراف از مسیر اسلام و انقلاب یاد کردید و نوشتید: «ساکتین انقلاب چنان بر طبل خشونت، افراط و تندروی و ظاهرفریبی کوبیدهاند که انقلابیون واقعی را از همراهی با انقلاب باز داشتند» و در همین نوشته از تدبیر رهبری معظم انقلاب یاد کردید که معظمله اجازه نخواهند داد، چنین اتفاقی بیفتد.
صمیمانه عرض میکنم انقلابیون نباید صحنه را خالی کنند و اسیر تندرویها شوند. شما باید از تدبیر رهبری در حفظ نیروهای انقلاب استقبال میکردید. ایکاش این اتفاق میافتاد و برخی انقلابیون اسیر فتنه کسانی نمیشدند که میخواستند آنها را از صحنه سیاسی کشور حذف کنند. بنده سؤالم این است دست اخلاص، مودّت و صداقت رهبری را چرا اعتنای لازم نکردید و رهبری را در این وادی یاری نکردید؟ رهبری حتی حضور یک سرباز را در خیمه انقلاب غنیمت میداند، اما متأسفانه وقتی بخشی فوجفوج از این خیمه خارج شدند و اکنون که عزم بازگشت دارند، نمیخواهند با اعلام آن دوستداران انقلاب را خوشحال کنند. ولی اکنون صراحت لهجه و بیان و قلم ضرورت دارد لذا برادرانه توصیه میکنم رهبری معظم انقلاب را فصلالخطاب و قائمه این نظام بدانیم و برای پیشرفت و توسعه کشور همکاری نماییم و مطمئن باشیم وحدت و اقتدار ملی ایران اسلامی تقویت خواهد شد.
از رویکرد خردگرایی، انصاف، میانهروی و اعتدال سخن گفتید و آن را گوهر گمشده جامعه امروز ما دانستید. از میانداری اهل افراط بیریشه و بیتعهد به منافع ملی حرف به میان آوردید.
باید بگویم جانا، سخن از دل همه ما میگویید! حرف ما این است که چرا در سال ۸۸ نتایج انتخابات و رأی مردم پذیرفته نشد و بر آن مهر «تقلب» زده شد؟ چرا به دههاهزار نفر از برگزارکنندگان انتخابات که همهساله امین مردم بوده و هستند و در اجرا و نظارت، انتخابات را کنترل کرده و میکنند تهمت عدمامانتداری زده شد؟ چرا اجازه داده شد دشمن در صفوف متحد ملت رخنه کند و برادری و وحدت ملت را تبدیل به دشمنی و کینهتوزی و انتقامجویی کند؟ اینها گلههای ما میباشد، اما با همه این بیمهریها، بنده میگویم جلوی ضرر را از هر کجا بگیریم منفعت است. برگردیم به دامن پرمهر ولایت، برگردیم به مسیر واقعی ملت هیچکدام ضرر نمیکنیم.
به عقیده من باید بین جریان فتنه و جریان اصلاحات یک مرز گذاشت و این دو را از همه جدا کرد. جریان اصلاحات یک جریان مشروع در انقلاب است و باید دامن خود را از فتنه پاک نگه دارد. باید همه ملت در یک رقابت سالم و اخلاقی بتوانند به نامزد مورد علاقه خود رأی دهند، نتیجه هرچه بود بپذیریم، ولو برخلاف رأی ما باشد. رأی اکثریت ملاک است، نه رأی ما و شما. هرچه بود با جان و دل بپذیریم.
گفتید: «باید پاسخگوی تندرویها و ندانمکاریهایی باشیم که اعتدال و فضیلت را به حاشیه راند»
این حرف درستی است و ما را یک گام به جلو میبرد. البته ما هم معتقد نیستیم مقام عصمت داریم و هرآنچه در مقابله با فتنه کردیم درست بوده است. ممکن است خطاها و اشتباهاتی هم صورت گرفته باشد، باید از آن باصراحت تبرّی جست، اما در مسیر اصلاحی ملت که در مقابله فتنه آمریکا و اذنابش ایستادند، نباید تشکیک کرد. مردم جلوتر از نخبگان دست آمریکا را خوانده بودند و مردانه از رهبری و نظام دفاع کردند و باید ما و شما از این آگاهی و بصیرت مردم خدا را شاکر باشیم.
در نامه یا بیانیه خود بنده ناچیز را مورد تفقد و تقدیر قرار دادید؛
از لطف شما ممنون هستم. بنده در سنی میباشم که باید توشه خود را برای سرای باقی برگیرم. ما و شما بهزودی به ملاقات خدا خواهیم رفت، همانطور که این دنیا در محضر خدا هستیم آن دنیا در حضور حق باید پاسخگوی اعمال و گفتار و تقریر خود باشیم. شما در نامه خود از پایبندی به امام(ره) سخن گفتید همین میتواند بین ما و شما الفت بیشتر ایجاد کند. امام فرمودند: «حفظ نظام از اوجب واجبات است»، فردا که در محضر خدا میخواهیم پاسخگو باشیم باید دید چه کارنامهای برای صیانت از نظام داریم، اگر دست ما پر باشد با امام(ره) و پشت سر او در صحرای محشر حاضر خواهیم شد، اگر دست ما خالی باشد معلوم نیست همراه با چه کسی با خداوند ملاقات خواهیم کرد.
برای خودم و شما آرزوی عاقبت به خیری دارم.
اللّهم اجعل عواقب امورنا خیراً




