asgaroladi preloading image

نامه اول هفت اصلاح‌طلب

نامه اول هفت اصلاح‌طلب

به نام خدا

برادر گرامی و ارجمند
جناب آقای حبیب‌الله عسگراولادی

با سلام و احترام؛
نیازی به مقدمه‌چینی نیست که بگوییم بدترین اتفاق سال‌های اخیر این بوده که شرایط گفت‌وگو خاصه گفت‌وگوی سیاسی از نیروهای فعال انقلابی گرفته شده ‌است. احتمالاً با ما موافقید که ما غالباً فرصت‌سوزی کرده‌ایم و امکان دیالوگ را از خود و دیگران دریغ کرده‌ایم. ما می‌توانستیم سخت‌ترین مشکلات و بدترین موانع را با همفکری و تشریک مساعی حل کنیم و از میان برداریم، اما شوربختانه، گاه به دلیل فقدان تربیت فرهنگی و ناآشنایی با اندیشه تعامل فرهنگی و اجتماعی که ریشه در سرشت استبدادی جامعه دارد و گاه به جهت شیطنت برخی از بدخواهان و کینه‌توزان، از جاده انصاف دور شدیم.
جنابعالی که از السابقون انقلاب و از شاگردان و مریدان حضرت امام خمینی(ره) هستید، با گوشت و پوست خود طعم مبارزه همراه با شکنجه و زندان رژیم ستم‌شاهی را چشیده‌اید، اما می‌دانید چه بسیار کسانی که به اسم مهدویت و ضرورت اتخاذ تقیه، با سنت سیاسی امام در مخالفت که نه، در جنگ بودند. آنها نه به مبارزه اعتقاد داشتند و نه امام را ولی‌نعمت خود می‌دانستند. از این پرهیز نمی‌کردند که حتی نهضت اصلاحی امام را دشمنی با ظهور حضرت حجت بدانند. آن جریان و خط فکری بعدها حتی در انقلاب‌دوم، در پس شعار ظاهرفریبی مبارزه با مارکسیسم، با اشغال سفارت آمریکا مخالفت کردند و می‌گفتند در جایی که سفارت شوروی هست چه نیازی به اشغال سفارت آمریکاست؟
ساکتین انقلاب و مخالف خط و مشی امام در فضای فراهم آمده از خون و ایثار شهیدان، زمانی‌که سفره حاکمیت را پهن دیده و خطرات احتمالی را مرتفع، ناگاه کاسه داغ‌تر از‌ آش شده، چنان بر طبل خشونت، افراط، تندروی و ظاهرفریبی کوبیده‌اند که انقلابیون واقعی را از همراهی با انقلاب، بازداشتند. هرچند به برکت آگاهی مردم مسلمان و خاطره‌ تاریخی و تدبیر رهبری انقلاب نمی‌توانند به این خواسته شوم خود برسند، اما در دل امید حذف آموزه‌های امام و ارزش‌های انسانی و مردم‌سالارانه انقلاب و یاران‌اش را در ذهن دارند و کینه دیروز را در دل می‌پرورانند. این جریان خزنده و خطرناک نه به امام اعتقاد داشت و نه به انقلاب.

چیزی که باعث شد این نامه نگارش شود اظهارنظر منصفانه‌تان در روزهای گذشته بود که البته در هیاهوی اهل غوغا کمتر شنیده شد. این رویکرد خردگرایانه‌ نشان از انصاف، میانه‌روی و اعتدال دارد. این همان گوهر گمشده جامعه امروز ماست. امروز با میدان‌داری اهل افراط بی‌ریشه و بی‌تعهد به منافع ملی، فضا چنان غبارآلود شده که اهل خرد و علاقه‌مندان به انقلاب و تمامیت این کشور، دل‌نگران هستند. آنچه در فضای غبارآلود آسیب می‌بیند، اعتدال و خردورزی و انصاف است. ما همگی بر کلیاتی اتفاق داریم که ماهیت اصلی نظام را شکل می‌دهد.
زیبنده است از این تفکر قدردانی شود. با اینکه آقایان کروبی، موسوی و خانم رهنورد در جناح سیاسی رقیب شما قرار داشته‌اند و برخورد با آنها بنا به ظاهر می‌توانست به تقویت جناح سیاسی‌تان منجر شود مع‌ذلک از گفتن حقیقت پروا نکردید و گفتید آنچه را که گفتن‌اش این روزها پرهزینه و بی‌پاداش است. اما چه خوب است که یادآوری نماییم رقابت هم اگر هست باید سالم، حرفه‌ای و البته اخلاقی باشد. در شرایطی که رقیب از صحنه غایب و امکان دفاع از خود ندارد، تاختن به او نه از سرقدرت و نه از روی جوانمردی و پهلوانی بلکه از بستر یک رفتار توأم با پرنسیب سیاسی است.
از دو نامزد انتخابات گذشته با یکی هم‌بند و هم‌سلول بوده‌اید و دیگری را به‌عنوان وزیر یاری داده‌اید. قطعاً چیزی که می‌گویید مبتنی بر درک و دریافت‌تان بوده و جای بسی تقدیر و تشکر است که میان رقابت سیاسی و گفتن حقیقت مرزی قائل نشده‌اید و برای خوشایند تندروهای عصبی‌مزاج از جاده انصاف دور نیفتاده‌اید. تداوم این اظهارات دلسوزانه در فضای پرالتهاب کنونی نه‌تنها موجب دلگرمی یاران امام و همرزمان سابق شما شده، بلکه سرمشقی است برای نیروهای جوان که بدانند هنر سیاست‌ورزی قدم نهادن بر جاده اصول و چارچوب‌های اخلاقی و قانونی است. اصولگرایی واقعی با رویکرد اصلاح‌طلبانه از چنین فرهنگ و الگویی تبعیت می‌کند.

جناب عسگراولادی
ما از شرایط نابسامانی که امروز در آن گرفتاریم به‌راحتی عبور نخواهیم کرد، مگر آنکه تکلیف خود را با گذشته و حال و در یک کلمه با حقیقت روشن کنیم. ما هم باید پاسخگوی تندروی‌ها و ندانم‌کاری‌هایی باشیم که اعتدال و فضیلت را به حاشیه راند، تندروهایی که در لباس دوست، جاده تهمت و افترا و بی‌قانونی را صاف کردند و ثمر سه‌دهه رقابت قابل قبول و مسالمت‌آمیز انتخاباتی را تقدیم افراطیونی کردند که جز با بحران و در بحران نمی‌توانند تنفس کنند.

جناب آقای عسگراولادی
شما که به‌درستی کروبی و موسوی را از سرمایه‌های انقلاب خواندید. ما نیز شما را و تمام خردگرایان و سیاست‌مداران معتدل را سرمایه کشور می‌دانیم. سرمایه‌ای که باید در این شرایط خطیر به کار آینده مملکت‌ آید. تفکر اصیل اصلاح‌طلبی و جریان اصلاح‌طلب پاسخ به یک نیاز تاریخی و خواست عمومی و حیاتی برای کشور و جمهوری اسلامی به شمار می‌آید، همان‌گونه که تفکر محافظه‌کاری و جریان اصولگرایی نشانه ضرورت و یک خواست ملی زمانه ماست. این دو نمادی از تعادل و خردورزی سیاسی در این مرز و بوم بوده که حذف هرکدام به منزله منکوب کردن فرآیند توسعه و پیشرفت و رقابت سیاسی در ایران است. اندیشه‌ای که تندروهای از راه رسیده و نوکیسه درصدد هدم و انهدام آن به هر قیمتی هستند.

از خداوند آرزوی بهروزی و سعادت ایران عزیز و مردم شریف‌مان را داریم.

ابراهیم اصغرزاده- الیاس حضرتی- جواد حق‌شناس- سعید لیلاز- رضا نوروززاده- مسعود سلطانی‌فر- اسماعیل دوست

نظرتان را بنویسید

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید

فهرست مطالب