asgaroladi preloading image

نامه دوم عسگراولادی به حسین شریعتمداری

نامه دوم عسگراولادی به حسین شریعتمداری

برادر عزیز و سرور گرامی جناب آقای حسین شریعتمداری
مدیرمسئول محترم روزنامه کیهان

سلام علیکم
چندی پیش اجازه فرمودید به‌عنوان پامنبری، نقدی را که در خصوص مواضع آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در سرمقاله ۱۲دی۱۳۹۱ قلمی کردید بنده هم در کیهان مطالبی خطاب به مخاطبین این جریده شریف داشته باشم. تعجب بنده در درج مقاله‌ام این بود که جنابعالی هیچ تعریضی به آن مطالب نداشتید، احساس کردم صبوری کردید، حریم نگه داشتید و داوری را به مخاطبان سپردید درحالی‌که بنده همواره به نصایح دوستان به‌ویژه جنابعالی که دلسوزتر از بنده به صیانت از نظام هستید نیازمندم.
بدون‌شک قلم جنابعالی در بصیرت‌بخشی به جامعه و شفاف‌سازی در خصوص فتنه‌ها به‌ویژه فتنه سال ۸۸ نقش ممتازی دارد به‌ویژه آنکه هروقت سخن گفته‌اید با مدرک و سند و قابل اثبات در محکمه مردم و محاکم قضایی و نیز فردای قیامت در محکمه الهی بوده است. اجازه می‌خواهم جنابعالی اذن فرمایید بار دیگر یک پامنبری شماره دو در خصوص مقاله «سر و ته یک کرباسند» به شرح زیر داشته باشم.

۱. شما به حق فهرستی از تلاش‌های هماهنگ سرویس‌های جاسوسی آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس را در شکل‌گیری فتنه سال ۸۸ تحت پوشش‌های گوناگون در دهه اخیر ارائه فرمودید، اگر صلاح بود و دستگاه‌های امنیتی نظام هم همین هوشمندی را می‌داشتند و پابه‌پای روزنامه‌نگاران شجاعی چون شما اطلاعات لازم را در اختیار مسئولان و به‌ویژه رسانه‌ها قرار می‌دادند، آمادگی مردم را در مقابله با فتنه دوچندان می‌کردند.
هم اکنون که این سطور را می‌نویسم بدون‌شک همان سرویس‌ها در کشور فعال‌اند و خود را برای فتنه‌ای جدید در انتخابات آینده آماده می‌کنند، به‌قول معروف زیرکان هوشمند، ایران بهشت جاسوسان غربی است. ما ضرب‌شست دشمن را در نهضت مشروطیت و نهضت ملی و نیز انقلاب اسلامی بارها تجربه کردیم. به فضل خدا با روشنگری امام(ره) و مقام معظم رهبری و دلسوزانی چون شما در عرصه رسانه‌ها مشت فتنه‌گران و فتنه‌سازان را باز کردیم.
فهرست شما نشان می‌دهد که طراحان و سازماندهان و سران فتنه آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس مکار بودند، اگر ما کسان دیگری را به این نام شناسایی کنیم در فتنه بعدی آسیب خواهیم خورد. امام(ره) فرمودند: دشمن اصلی ما آمریکاست و آمریکا شیطان بزرگ است اما عده‌ای از روی غفلت در انتخابات سال ۸۸ رقبای خود را شیطان اکبر نامیدند و یک «رقابت انتخاباتی» را با کارگردانی سرویس‌های دشمن به صورت یک «منازعه ملی» درآوردند.
اینکه شما بگویید افرادی در داخل کشور «سران فتنه» بودند و بنده بگویم آنان «فتنهزده» بودند هیچ تغییری در نرخ اتهامات و جرایم و مجازات‌های آنها از سوی مردم و نظام حاصل نمی‌شود. ممکن است بنده همان داوری که شما در مورد آنها دارید را بپذیرم، اما در آسیب‌شناسی فتنه اگر دقیق عمل نکنیم ممکن است از یک سوراخ چندبار گزیده شویم.
شما و ما می‌توانیم یک فهرست از سیئات کسانی که روزگاری در این کشور منشأ خدمت بوده‌اند (و در فتنه به قول شما جزء سران بودند و به قول من فتنه‌زده شدند) شماره کنیم و مشغول مرده باد و زنده باد شویم این یک راه‌حل است چه‌بسا هم معقول به نظر رسد، اما به نظر این ناچیز، راه‌حل‌های دیگری هم برای مهار و جلوگیری از بازتولید فتنه وجود دارد و می‌توان آن را از سیره علی(ع) در مقابله با فتنه جمل آموخت شاید دستاوردهای آن برای نظام مفیدتر باشد.

۲. شما به حق، گزارشی از ورود ژنرال‌های جنگ نرم به تهران تحت پوشش‌های خاص علمی و پژوهشی و دانشگاهی دادید. محصول تماس‌ها و ارتباطات آنها شکل‌گیری فتنه سال ۸۸ شد. همان‌ها همین تجربه را در فتنه ۱۸تیر۷۸ داشتند اما این‌بار با یک لشگرکشی وسیع که عمدتاً سربازان خط مقدم آن، همین دوستان یا به تعبیر دیگر رقبا و یک ضلع از رقابت انتخابات سال ۸۸ بود، به میدان آمدند. رهبری معظم انقلاب با درایت و هوشمندی فتنه را مهار و کنترل کردند، مردم انصافاً جلوتر از نخبگان دست آمریکا را خواندند و از ابتدا تا انتهای فتنه ایستادند، نهادهای امنیتی و نظامی و قضایی در حد وسع خود به‌سرعت به اوضاع سوار و مسلط شدند و شکست عظیمی را به دشمن وارد ساختند که انصافاً از فتوحات رزمندگان اسلام در ۸ سال دفاع مقدس هم عجیب‌تر و خارق‌العاده‌تر بود. بنده در این مدت نه همراه فتنه‌گران و نه جزء ساکتین فتنه بودم، پابه‌پای شما و دیگر دوستان دستی در روشنگری‌ها داشتم. سخن من پس از سه سال از فروکش کردن غبار فتنه این است که آیا راهی می‌توان برای بازگشت کسانی که به هر دلیل در این فتنه گرفتار شدند به خیمه انقلاب و امام و نظام پیدا کرد؟
غربی‌ها همان‌طور که فرمودید کارشان را از گفت‌وگو با آنها تحت پوشش‌های خاص آغاز کردند و در این گفت‌وگوها آنها را راضی کردند که به این خبط عظیم تن در دهند، به قول شما جزء سران فتنه و به قول من فتنه‌زده شدند. آیا ما این قدرت را داریم که با گشودن باب گفت‌وگو با همین‌ها آنها را به یاد حضور در خیمه امام و رهبری و فداکاری برای ملت بیندازیم و کارنامه آنها را در انقلاب یاد آنها آوریم و بگوییم به دامن پر مهر امام و رهبری و مردم برگردید؟ به آنها بگوییم بیایید برگردیم به کلمه‌ای که بین ما و شما پذیرفته شده است.
حضرت علی(ع) چنددقیقه قبل از آغاز جنگ جمل فرمودند: شتاب نکنید تا بنده حجت را بر این گروه تمام کنم آنگاه قرآنی به دست ابن‌عباس داد و فرمود: به سوی سران فتنه برو و آنها را به قرآن دعوت کن و به آنها بگو چرا نقض پیمان کردید و بیعت شکستید؟ او رفت و پاسخ هرسه، رد حجت امام(ع) بود و گفتند: چیزی بین ما و شما جز شمشیر نیست. امام(ع) باز گفت‌وگو را رها نکرد آنگاه حضرت رو به سپاهیان خود کرد و گفت: از شما چه کسی حاضر است این قرآن را در دست خود بگیرد و به نزد این جماعت ببرد و با آنان اتمام حجت کند و آنان را به قرآن فرابخواند؟ اگر دست او را قطع کردند قرآن را به دست دیگرش بگیرد و اگر هر دو را قطع کردند آن را به دندان بگیرد. جوانی بلند شد گفت من! حضرت دوباره حرف خود را تکرار کرد، دوباره همان جوان بلند شد گفت من! حضرت قرآن را به دست او داد، او رفت به میدان. فتنه‌گران جمل دو دست او را قطع کردند، او قرآن را به دندان گرفت تا سرانجام جان سپرد. با همه این اوصاف حضرت فرمود: اگر کسی از آنها فرار کرد و جنگ را ترک کرد او را تعقیب نکنید. طلحه کشته شد، زبیر جنگ را رها کرد، با عایشه هم طوری برخورد شد که تا پایان عمر حضرت علی(ع) در هیچ فتنه‌ای مشارکت نکرد.
بنده را در عرصه سیاست یک پیر می‌شناسند، اما خدا توفیق داده در این عرصه جوان بمانم، پیش خود گفتم بی‌آنکه از علی زمان مأموریتی داشته باشم، نقش آن جوان را آن‌هم پس از گذشت ۳ سال از فتنه ۸۸ بازی کنم و به کسانی که بنای بی‌مهری به نظام و رهبری و مردم دارند بگویم بیایید برگردیم به قرآن، قرآن تکلیف همه ما را روشن کرده است. اینکه از آن سوی تیری پرتاب نمی‌شود نشان می‌دهد ممکن است گوش شنوایی باشد لذا مهار فتنه و جلوگیری از بازتولید آن می‌تواند راه‌حل‌های دیگری هم داشته باشد.
اجازه می‌خواهم ضمن احترام به این دیدگاه که آنها «سر و ته یک کرباسند» دیدگاه دیگری هم وجود داشته باشد، لایه‌های متفاوت فتنه بازشناسی شود، اگر امکانی برای گفت‌وگو وجود دارد با همین منطق علی(ع) در جمل خود را از آن گفت‌وگو ها محروم نکنیم. من قبول دارم چنین فهمی از صورت‌مسئله با توجه به پیشینه و پسینه حادثه قدری مشکل است، نیازی هم نیست خیلی از عزیزان چنین برداشتی از حل قضایا داشته باشند، لذا بنده تصمیم گرفتم از آبرویی که برخی فکر می‌کنند از همراهی با نظام و امام(ره) و رهبری دارم باب گفت‌وگو را با کسانی که در این فتنه به نوعی گرفتار شدند با ادبیاتی متفاوت آغاز کنم. ممکن است این رویکرد هیچ دستاوردی نداشته باشد، لذا بنده به تنها چیزی که در این دنیا به‌عنوان آبرو دارم باقی خواهم گذاشت و ان‌شاءالله امیدوار به لطف و مرحمت الهی، به‌زودی نقاب در خاک خواهم کشید. اگر هم دستاوردی داشت و آن اینکه بتوانیم دوباره دوستان‌مان را زیر خیمه انقلاب و زیر سایه پرمهر ولایت جمع کنیم خوب این تیرخلاص به آخرین ترفندهای جنگ نرم دشمن علیه انقلاب است.

۳. حجت‌الاسلام‌والمسلمین خاتمی در آغاز توفیق اقبال مردم به او در سال ۷۶ گفته بود راهبرد من این است که معاندین نظام را مخالف، مخالفین نظام را منتقد و منتقدین نظام را موافق کنم. این سخن حقی است، باید به قول و نیت او احترام گذاشت، اما متأسفانه طی ۱۰ سال گذشته دیدیم که او نه‌تنها توفیق در عملیاتی کردن آن نداشت بلکه خودش هم‌اکنون در جایگاهی است که اباء داشت در آنجا بایستد. برخی از دوستان ممکن است نگران حال بنده باشند، گفته‌اند بنده آلزایمر سیاسی گرفته‌ام، آنها خوف این را دارند که بنده هم بروم همان‌جا که نگران هستند. این ناچیز طی ۵۰ سال سیاست‌ورزی به‌ویژه از آن زمان که به‌عنوان سربازی کوچک در خیمه امام(ره) توفیق اطاعت دارم هیچ‌گاه به این اندازه مؤمن به راه امام و انقلاب و اطاعت محض از مقام معظم رهبری نبودم، اگر بنده را قطعه‌قطعه هم کنند از خون و پوست و گوشتم صدای وفاداری به اسلام و نظام و رهبری درمی‌آید.
این را هم از باب توضیح بگویم این مواضع مربوط به خودم است از سوی هیچ‌کس هم مأموریت برای گفت‌وگو ندارم. نقد همه دوستان و نیز کسانی که طرف اصلی گفت‌وگوی بنده هستند به جان پذیرایم.

حبیب‌الله عسگراولادی

نظرتان را بنویسید

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید

فهرست مطالب