asgaroladi preloading image

نامه سوم عسگراولادی به الیاس حضرتی

نامه سوم عسگراولادی به الیاس حضرتی

جناب آقای حضرتی
مدیرمسئول محترم روزنامه اعتماد

سلام علیکم
ضمن تبریک دهه مبارک فجر و یوم الله ۲۲بهمن سالگرد پیروزی شکوه‌مند انقلاب اسلامی و گرامی‌داشت یاد امام خمینی رضوان الله علیه و شهدای گران‌قدر انقلاب اسلامی. پاسخ شما و دوستان اصلاح‌طلب را در روزنامه اعتماد مورخه ۱۹بهمن خواندم. از سرعت پاسخگویی تشکر می‌کنم. مطالب شما را صادقانه و مشفقانه یافتم به‌ویژه آنکه از لابه‌لای پاسخ شما اشتیاق برای ادامه گفت‌وگو و نیز پیشرفت در فهم مواضع مشترک ادراک نمودم. لذا با عرض پوزش و به نیت ادامه گفت‌وگو مطالبی را در زیر یادآور می شوم؛

۱. شما در پاسخ خود تصریح کردید؛ «به ولایت فقیه پایبند» می باشید و تأکید فرمودید: «ولایت فقیه ارزش متعالی و میراث باشکوه امام است» و نیز تصریح فرمودید؛ «مهم‌ترین دستاورد و میراث مشترک ملت ایران پذیرش و تمکین به قانون اساسی است و ولایت فقیه از اصلی‌ترین ارکان قانون اساسی است»
همین نشان می‌دهد که در گفت‌وگوهای ما شفافیت لازم حاصل شده است. همین‌جا یادآور شوم که بنده در اندازه یک کشیش در این گفت‌وگو ظاهر نشدم که سر در زانوی بنده اقرار به اشتباه کنید یا پایبندی به این نشان دهید، من برخلاف عده‌ای که یقه شما را چسبیده‌اند و می‌گویند اقرار به اشتباه کنید از در دیگری وارد شدم و می‌گویم شما بیایید اعتقادات واقعی خود را بیان کنید، بی‌آنکه بر کسی منت بنهید.
همان‌طور که در نامه خود آورده‌اید ممکن است بنده در آزمون ولایت‌پذیری در دوران امام(ره) نمره‌ای کمتر از نمره شما آورده باشم، اما بنده و شما به امام و امامت ان‌شاءالله پایبندیم. بنده همین‌جا اعتراف می‌کنم به‌سبب آشنایی با برخی از دوستان که رقبای ما بودند شهادت می‌دهم پایبندی برخی از اصلاح‌طلبان به امام(ره) و مقام معظم رهبری و جایگاه ولایت فقیه اگر بیشتر از ما نباشد حتما کمتر نیست. شما نمونه‌هایی از رفتار آقایان حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدمحمد خاتمی و حجت‌الاسلام‌والمسلمین کروبی در دوران اصلاحات آوردید که حاکی از پایبندی به احکام حکومتی و نظرات رهبری است، تاریخ نمی‌تواند این نمونه‌ها را انکار کند، حافظه تاریخی ملت این‌ها را به یاد دارد. تفوه به این سخن که «ما و شما معتقد به امام و رهبری هستیم» طمع دشمن به اخلال در روابط ما و شما و روابط ما با ملت را قطع می‌کند.
بنده هنوز نطق تاریخی حضرت امام(ره) در جریان کاپیتولاسیون در ذهنم است؛ آنجا که پای شرف و استقلال کشور مطرح است باید از ته دل فریاد کشید. امام(ره) در بخشی از سخنان خود که دغدغه اتحاد نخبگان و علما و روحانیون را داشت فرمودند: «ای علما، ای مراجع به داد اسلام برسید» و بعد فرمودند: «من تمام روحانیون را تعظیم می کنم. دست تمام روحانیون را می بوسم آن روز اگر دست مراجع را بوسیدم امروز دست کاسب را هم می بوسم…» بنده که خاک پای امام(ره) هم نمی‌شوم، بنده به‌خاطر همگرایی نخبگان و علما و دوستداران نظام حاضرم کسانی که برای ناامید کردن دشمن و امید دادن به دوستان انقلاب در داخل و خارج بگویند «ما پایبند به اوامر ولایت فقیه هستیم» دست و دهان‌شان را ببوسم. اما برادران عزیز، آیا اعتقاد و التزام عملی به ولایت فقیه نباید در فعل و گویش سیاسی ما تبلور داشته باشد؟ دوستان عزیز! موضوع، گرو و گروکشی نیست. اگر شما در ولایت‌پذیری از ما سبقت بجویید این مایه غبطه ماست نه حسد و کینه‌توزی.

۲. دوستان عزیز اگر در اعتقاد به ولایت فقیه و جایگاه آن در قانون اساسی تردیدی نداریم قاعدتاً نباید مشکلی بین ما و شما باشد.
ولایت فقیه در قانون اساسی فصل‌الخطاب و به تعبیر امام(ره) برای جلوگیری از استبداد است. در حوادث سال ۸۸ اگر هردو جریان به داوری او گردن می‌نهادند و این جایگاه را فصل‌الخطاب می‌دانستند، حادثه‌ای رخ نمی‌داد که جان برخی از هموطنان ما به خطر بیفتد و آسیب ببینند.
شما اشاره کردید به اعتراض مسالمت‌آمیز طرفداران آقای موسوی پس از اعلام نتایج و رقم این حضور را چندصدهزار برابر بیش از آن کسانی که به او در تهران رأی داده‌اند فرمودید که حالا بنده بنا ندارم روی آن رقم با شما چانه بزنم، به رفتار صداوسیما و برخورد مقامات امنیتی هم انتقاد داشتید و گله‌هایی هم مطرح فرمودید؛
سؤال بنده از شما این است که بر فرض وارد بودن این گله‌ها مگر قرار بود سرنوشت انتخابات در اردوکشی خیابانی معلوم شود؟ پس رأی، انتخابات، صندوق رأی و جمهوریت نظام چه می‌شود؟ فرض می‌کنیم شما مجاز به اعتراض مدنی به نتایج انتخابات بودید اما حوادث روز قدس، روز ۱۳آبان، روز ۱۶آذر و بالاخره روز عاشورا ربطی به اعتراض به نتایج انتخابات دارد؟!
شما فرمودید؛ رفتارهای خارج از عرف و اردوکشی خیابانی پسندیده نبوده و نیست و نیز فرمودید؛ بی‌تردید در انتخابات ۸۸ رفتارهایی بروز کرد که قابل‌دفاع نیست. 
بنده از وجدان شما سؤال می‌کنم؛ این رفتارهای خارج از عرف که قابل‌دفاع نیست چیست؟ این رفتارها بهانه به دست بدخواهان داد تا چهره شما را در رسانه‌های خارج، ملکوک نشان دهند! این رفتارها در داخل بهانه به برخی داد که به نادرست شما را ضدانقلاب و ضدولایت فقیه جلوه دهند! بنده به‌عنوان کسی که خیرخواه شما هستم از این تصویری که به هر دلیل از شما دوستان در جامعه جلوه نموده است متأسف و متأثر هستم. گاهی خشم و غضب در انسان غلبه پیدا می‌کند و رفتار انسانی را به سوی خشونت و بداخلاقی و ظاهرگرایی می‌کشاند. بنده به‌عنوان کسی که در حوزه سیاست‌ورزی، موی سفید کرده‌ام عرض می‌کنم در لحظه خشم و غضب که جنود شیطان در درون انسان مشغول تهیه و تدارک دشمنی و کینه‌توزی هستند، باید به خدا پناه برد و از او استعانت جست. قول و فعل سیاسی ما باید مبتنی بر عقلانیت الهی باشد، اگر از این مسیر خارج شویم گرفتار جنود شیطان در درون و برون می شویم. عنصری که ما را به این وادی می‌کشاند خشم، غضب، بدخلقی و سیاه‌بینی است و در مقابل، عنصری که ما را از این مهلکه نجات می دهد مدارا، صبر، حسن‌ظن، انصاف و عدالت است. اینها را به شما نمی‌گویم که فکر کنید تنها شما را به آن متهم می‌کنم، ما هم ممکن است در رفتار سیاسی خود به بی‌راهه رفته باشیم.
شما در نامه خود به‌حق اشاره کردید مقام معظم رهبری در قضیه کهریزک و دیگر قضایای مربوط به کوی دانشگاه وارد شدند و جلوی برخی تبهکاری‌ها را گرفتند؛ پس قبول دارید که اراده نظام در این امتحان الهی رعایت عدل و انصاف بوده و در مقابل برخی کج‌روی‌ها شجاعانه ایستادند و جلوی آن را گرفتند.

۳. صورت مسئله را در پاسخ‌هایتان طوری طراحی کرده‌اید که سهم آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس مکار در این «حادثه» به قول شما و در این «فتنه» به قول ما، نادیده گرفته شده است. بالاخره نمی‌توان انبوهی از اخبار و اطلاعات در رادیو بی‌بی‌سی و رادیو آمریکا و رادیو رژیم صهیونیستی را برای سوزن‌بانی حوادث سال ۸۸ نادیده گرفت. وقتی رژیم صهیونیستی می‌گوید «اصلاحطلبان بهنمایندگی از ما در تهران مبارزه میکنند» با این گفته چه باید کرد؟ وقتی آمریکا و انگلیس همین الان هم تمام‌قد از قهر و غضب اصلاح‌طلبان با انقلاب دفاع می‌کنند با این چه باید کرد؟ شما بهتر از ما می دانید که گردانندگان عملیات جنگ روانی آمریکا و رژیم صهیونیستی و انگلیس علیه انقلاب، مردم و رهبری توسط روزنامه‌نگاران ایرانی در رسانه‌های دشمن مدیریت می شود. این روزنامه‌نگاران زمانی در همین دوره اصلاحات در کشور در روزنامه‌های دوم‌خردادی قلم می‌زدند. ما نصیحت می کردیم و می‌گفتیم اینها «منّا» نیستند، شما دوستان قبول نداشتید! الان که کوچ کردند به وطن مطلوب خود، آیا باز تردید دارید که اینها «منّا» نبوده و نیستند؟ اینها نه‌تنها انقلاب و نظام، بلکه کشور را به اهداف خائنانه دشمنان این نظام فروختند.
شما گله کردید از برخورد مقامات امنیتی با تعدادی از روزنامه‌نگاران! بنده از کم‌وکیف این برخورد مطلع نیستم، اما شما تمام‌قد از آنها از باب آزادی‌بیان و آزادی حق تبادل اطلاعات دفاع کردید و فرمودید؛ چه کسی است که می‌تواند ادعا کند هم می‌توان اصلاح‌طلب بود و هم برانداز؟
بنده از شما سؤال می‌کنم می‌توانید تضمین دهید اینها که مورد تعقیب نهادهای امنیتی بودند چند صباح دیگر به دوستان خود در بی‌بی‌سی و صدای آمریکا نپیوندند؟ در دوران اصلاحات به ما این تضمین را داده بودند، امّا معلوم شد اشتباه می‌کنند. چه دلیلی دارد که شما امروز اشتباه نمی‌کنید؟ روزنامه‌نگاران ایرانی که در بی‌بی‌سی و رادیو آمریکا کار می‌کنند اینها برای براندازی رفته‌اند یا برای تحکیم نظام اسلامی؟ کدام یک؟!
بنده از شما سؤالی کردم در مورد جریانی که می‌گویید نیم‌نگاهی به آن‌سوی مرزها دارند چه فکر می‌کنید؟ نقد شما به آنها چیست؟ کارنامه مقابله با آنها چیست؟ شما این سؤال را بی‌پاسخ گذاشتید!

۴. شما سؤال کردید که «جایگاه جمهوریت در تفکر شما کجاست؟» و همین را تیتر اول روزنامه اعتماد قرار دادید و فرمودید ما برخلاف برخی آقایان رأی مردم را تزئینی نمی‌دانیم.
بنده در پاسخ شما در نامه دوم به تفصیل در این مورد پاسخ دادم. نسبت بین اسلامیت نظام به جمهوریت مثل نسبت تن به سر است. جمهوریت به‌عنوان «تن» نظام بدون اسلامیت به‌عنوان «سر» وجود خارجی ندارد و اسلامیت به‌عنوان «سر» هم بدون جمهوریت به‌عنوان «تن» معنا ندارد. در اولی ما شبیه یکی از نظام‌های متعارف کنونی می‌شویم و در دومی به سمت رژیم خلافت می‌رویم. علما و مراجع و رهبر اصلی و واقعی ملت خانه‌نشین می‌شوند مانند آنچه پس از اسلام رخ داد. جایگاه جمهوریت در قانون اساسی ما مشخص است نمی‌دانم چرا آن را مبهم، مرموز و دست‌نیافتنی نشان می‌دهید. شما فکر می‌کنید رهبری و شورای نگهبان فقط پاسدار اسلامیت نظام است؟ این دو نهاد، نیرومندترین نهاد نگهبان اسلامیت و به‌ویژه جمهوریت نظام است و اگر این دو نهاد نبودند، ما مثل نهضت مشروطه و نهضت ملی از استبداد رضاخان و پسرش سر در می‌آوردیم. مردم و نخبگان و به‌ویژه امام(ره) که بنیان‌گذار این بنای نورانی است با استفاده از تجربه مشروطه و نهضت ملی، جلوی بازتولید سلطنت و استبداد و درنتیجه جلوی بازگشت استعمار را گرفتند. ما باید این نعمت بزرگ الهی را شکرگزار باشیم، اگر نبود این دو نهاد اصیل، نورانی و روحانی، در قعر جهنم استبدادی خشن‌تر از استبداد دوران پهلوی‌ها، باید با شما این مباحثه و گفت‌وگو را داشته باشیم.
شما در دفاع از جمهوریت به قرائت خود مطالبی را بدون ذکر مأخذ آوردید که پسندیده نیست. این مطالب خلاصه ادعای آقای اکبر گنجی در مانیفست جمهوری‌خواهی است. آنچه از آن به‌عنوان حقوق ملت یاد کردید و آن را مزین به فرموده امام کردید که در مانیفست جمهوری‌خواهی بارها به آن تمسک شده، یک کژراهه است. در میان شما آدم فاضل و برجسته وجود دارد نیازی به استفاده از منطق یک فراری لجوج عنود نبود.
فرموده‌اید: هنوز طنین رسای امام در بهشت‌زهرا را فراموش نکرده‌ایم که حتی اگر پدران ما برای دوران خود حکومتی را انتخاب کرده‌اند این لزوماً نمی‌تواند برای نسل‌های بعد اعتبار داشته باشد.
فارغ از مجادلات حقوقی این نظر، آیا معنایی جز پذیرش رأی و نظر مردم در بالاترین درجه داشته است؟ منظورتان از این بیان چیست؟ یعنی مردم الان پشیمان شده‌اند که در جمهوری اسلامی زندگی می‌کنند؟ آیا مردم خواهان یک نظام رضاخانی و یا جمهوری آتاتورکی هستند؟ اگر این تصور را شما دارید باید یک آدرس از این مردم بدهید تا تاریخ از رؤیت آن غفلت نکند راهپیمایی یوم الله ۲۲بهمن امسال برای سی‌وچهارمین بار ثابت کرد مثل کوه، پای نظام، انقلاب و رهبری ایستاده‌اند.
اگر منظورتان همین اشراری است که در روز قدس، روز ۱۳آبان، روز ۱۶آذر و روز عاشورای ۸۸ به خیابان‌ها آمدند شما که می‌گویید آنها برانداز هستند و با آنها مرزبندی دارید! اگر گوشه‌چشمی به آنها ندارید چرا اصلاً به این سخن امام که در نفی طاغوت زمان گفته تفوه می‌کنید؟ بر فرض‌محال مردم روزی عطای این نظام را به لقایش بخشیدند و تن به یک استبداد دادند، ما و شما در کجای این معادله خواهیم ایستاد؟ آیا ما هم تن به استبداد خواهیم داد یا با آن مبارزه می‌کنیم؟
بنده در پاسخ قبلی وفاداری جریان ما به جمهوریت را به شما آدرس دادم و گفتم آقای ناطق‌نوری را که شما فردی پخته می‌دانید به نمایندگی از کل جریان اصولگرا پیروزی آقای خاتمی را تبریک گفت، چرا در جریان انتخابات ۸۸ شما پیروزی آقای احمدی نژاد را تبریک نگفتید؟ بعد به قول خودتان تظاهرات آرام و سکوت اعتراض‌آمیز برگزار کردید، آیا ما به جمهوریت نظام وفاداریم که به شما تبریک گفتیم یا آنها که تبریک نگفتند و به خیابان‌ها آمدند؟

۵. درخصوص جایگاه انقلاب و موقعیت جمهوری اسلامی مطالبی را عرضه کردم که مورد عنایت قرار نگرفت؛
امیدوارم روزی توفیق یابم با عدد و رقم و آمار واقعی بگویم داوری آنچه در مورد موقعیت کنونی ایران دارید واقعی نیست. موضوع تورم و گرانی و مشکلات اقتصادی در همه دولت‌های پس از انقلاب کم‌وبیش بوده است، اینکه چه دوره‌ای بیشتر و چه دوره‌ای کم‌تر بوده بستگی به داوری مردم در روز رأی‌گیری دارد. یکی از فاکتورهای مهم در انتخاب مردم، کارآمدی کسانی است که برگزیده‌اند اگر آنها را کارآمد نیابند حتماً در رأی خود تجدیدنظر می‌کنند.

۶. فرموده‌اید؛ «راهی به سوی آینده تعبیه کنیم»
این حرف درستی است باید به اقتدار ملی در برابر دشمنان مکار و خون‌خوار انقلاب اندیشید. و نیز فرمودید در انتخابات آینده به اعتلای اسلام و ایران فکر می‌کنید. البته اسلام ناب محمدی(ص) که ولایت پیامبر به‌وسیله فقیه عادل زینت‌بخش آن باشد. امیدوارم با بهره‌گیری از تجربیات گذشته، شما و ما موفق به این مهم بشویم.

برای خودم و شما عزیزان آرزوی توفیق بیشتر و عاقبت‌بخیری دارم.
 
حبیب‌الله عسگراولادی

نظرتان را بنویسید

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید

فهرست مطالب