بسم الله الرحمن الرحیم
نامه جناب مستطاب حبیبالله عسگراولادی را خواندم. گرچه نامه ایشان خطاب به اینجانب و غیررسانهای بود، لیکن مناسب دیدم که به انگیزه نکاتی چند برای عموم مردم عزیزمان آن را رسانهای کنم؛
۱. نامه جناب عسگراولادی مؤدبانه و محترمانه است و الگویی برای نقد و بررسی در حوزه مسائل سیاسی.
۲. اینجانب در خطبه جمعه «گفتار» را نقد کردم نه گوینده آن را، که ادب اسلامی نیست، که «انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال»؛ به گفته بنگر نه گوینده آن. در عینحال به گونهای سخن گفتم که شخصیت گوینده مورد تعرض قرار نگیرد.
۳. اینجانب ضمن احترام به شخصیت جناب عسگراولادی به دلایلی که در نمازجمعه مطرح کردم، آقای موسوی و کروبی را از سران فتنه دانستم و معتقدم آنان باید پاسخگوی حوادث پس از خرداد۸۸ باشند.
۴. اینکه جناب عسگراولادی آبروی خویش در مسیر انقلاب قرار میدهند ستودنی است اما به نظر میرسد ایشان مطمئناً ملاحظه آبروی انقلاب را هم میکند و اینکه ضدانقلاب از اظهارات ایشان استقبال کردند گویای آن است که آن اظهارات پسند آنهاست که خوشبختانه ایشان جواب بسیار مناسبی به آنان دادند.
۵. جناب عسگراولادی از سابقون انقلاب بوده و پیشینه درخشان ایشان در مبارزه با طاغوت و حبسهای طولانی ایشان فراموششدنی نیست. و نیز خدمات ایشان پس از انقلاب و تلاشهای مخلصانه ایشان پس از انقلاب در جهت تثبیت نظام اسلامی از یاد رفتنی نمیباشد و صرف یک نقد بر ایشان بهمعنای زیر سؤال بردن شخصیت ایشان نمیباشد.
سیداحمد خاتمی
۲بهمن۱۳۹۱



