۱. یادداشت جناب آقای سعید یوسفیپور در نقد آنچه بنده در سرمقاله روزنامه رسالت تحت عنوان «انحراف چیست» نوشته بودم را خواندم و آنرا مشفقانه یافتم، امّا از آنجا که قانون به بنده حق داده در پاسخ به نقد، نقدی هم داشته باشم عرض میکنم؛
نقد بنده ناظر به سخنان اخیر آقای رئیسجمهور نبود چون نقد بنده قبل از سخنان ایشان درج شده بود. بنده سخنان آقای رئیسجمهور را از سیمای جمهوری اسلامی دیدم انصاف باید داد لحن او در نقد رقبا یا قوا، لحن دوستانه بود. بنده این لحن را گامی در همگرایی قوا میدانم امّا نوع مطالبی که گفته شد چه در مورد هدفمندی یارانهها و چه در مورد معوقات بانکی و چه در مورد مسائل اقتصادی کشور باید دقتهای کارشناسی در آن لحاظ شود همانطور که رئیسجمهور گفتند اطلاعات غلط و نادرست مبنای تحلیل نباشد.
بنده معتقدم آنها که نبرد نرم را در داخل مدیریت میکنند و از سرویسهای خارجی هم تکیهگاه دارند، گاهی برخی اطلاعات نادرست را در چرخه اخبار و اطلاعات در میان نخبگان قرار میدهند تا به اهداف خود در پدیداری شکاف بین نخبگان و شکاف بین قوا برسند. باید این راه را با هوشمندی کنترل کرد و فضای صمیمیت و شفقت کمک میکند ما دست دشمن را بخوانیم و از آن مسیر نرویم.
۲. آنچه در مورد فتنه و فتنهگران گفتهام، در سرمقاله رسالت تحت عنوان «فتنه چیست» و «گرفتار فتنه کیانند» به تفصیل گفتهام. در اینجا هم در پاسخ به نقد دلسوزانه آقای سعید یوسفیپور در آستانه قیام تاریخی و حماسی ۹دی عرض میکنم؛
ما همچنان شیطان اکبر را آمریکا میدانیم. نصیحت به برخی که گرفتار فتنه هستند برای بازگشت به دامن ملت و خیمه رهبری و توفیق توبه از جنایتها و خیانتهایی که در حق ملت و رهبری معظم انقلاب انجام شده است به معنای نادیده گرفتن اشتباهات فاحش و خطاهای آنها نیست.
وقتی خداوند بزرگ در توبه را برای بندگانش در هر شرایط باز گذاشته برخی بندگانش نباید بیاذن خدا بدلیل افراط در دشمنی این راه نجات را برای خطاکاران ببندند. ممکن است آنها هرگز توفیق توبه پیدا نکنند، کما اینکه در تاریخ ما شاهد استثناهایی هستیم امّا خدا و اولیای الهی هیچگاه این باب را بسته نمیدانند. توبه آنها هم به معنای بازگشت به «صدر جایگاههای سیاسی»، آنچنانکه نویسنده سرمقاله ایران گفتهاند نیست.
اگر کسی از راه غلط و انحرافی و فتنه بازگشت، فقط خدا و در نهایت رهبری معظم انقلاب و مردم تعیین خواهند کرد در چه جایگاهی باید بنشینند. من و شما نگران جایگاه آینده آنها نباید باشیم.
۳. در بند آخر سرمقاله ایران اشاره به مواضع رئیسجمهور در خصوص انتخابات شده است؛ ما این مواضع را درست میدانیم واقعاً مأموریت دولت ایجاد فضای لازم برای مشارکت حداکثری است. دولت از هر فعلی که در جامعه به معنای اثرگذاری روی انتخابات یا نتایج انتخابات باشد باید پرهیز کند. مردم همین را میخواهند و رئیسجمهور هم در نطق تلویزیونی خود چنین قولی را داده است.
امّا سرمقالهنویس ایران در پایان از بنده پرسیده است ؛ «جناب آقای عسگراولادی از جلسات انتخاباتی شما با گروه سه نفره آقایان حدادعادل، علی اکبر ولایتی و محمدباقر قالیباف چه خبر؟!» و یک علامت تعجب کنار این سوال گذاشته است. قاعدتاً سرمقالهنویس ایران با جملاتی که از آقای رئیسجمهور نقل کرده در مورد مشارکت ۴۹میلیون نفر در انتخابات آینده، نباید از فعالیت بنده و دوستانمان برای انتخابات آینده تعجب میکرد، چون ما بهعنوان یکی از اضلاع رقابت در مسیر همان مشارکت حداکثری حرکت میکنیم. آقایان حداد عادل، قالیباف و ولایتی از نامزدهای احتمالی انتخابات آینده هستند لذا فعالیت آنها نباید تعجبانگیز باشد. مگر قرار است از خارج مملکت عدهای بیایند نامزد شوند یا کسانی از اهل فتنه و فتنهانگیزان بیایند در رقابتها شرکت کنند که ایشان تعجب کردهاند. اگر خواهان مشارکت حداکثری هستیم شخصیتهای مقبول مردم و احزاب قانونی و شناختهشده حق دارند در این مورد جلسه بگذارند و با هم گفتوگو کنند. ضمن اینکه هیچکدام از شخصیتهای یادشده صراحتاً نامزدی خود را اعلام نکردهاند. بنده متوجه نشدم چرا فعالیت احتمالی این سه نفر یا جلساتی که با احزاب و گروهها دارند مورد تعجب و پرسش سرمقاله نویس ایران شده است.
اگر روزنامه ایران بخواهد ارگان دولت باشد نباید حساسیت زیادی آن هم از نوع منفی به این جلسات داشته باشد مگر اینکه بگوییم ارگان دولت علاوه بر مشارکت حداکثری، دغدغه چه کسی باید انتخاب شود را هم دارد. بنده معتقدم دولت باید از این دغدغه خارج شود هر آن کس که از صندوق درآید و رأی اکثریت مردم را داشته باشد باید مورد حمایت همه قرار گیرد و او هم رئیسجمهور کسانی است که به او رأی دادهاند و هم رئیسجمهور کسانی که به او رأی ندادهاند.
مسئولیت قانونی احراز صلاحیت نامزدها به عهده نهاد فیصلهبخش شورای نگهبان است نه مجموعه دولت. از باب پایبندی به قانون اساسی، نباید ارگان دولت هم حساسیتی به این مسئله نشان دهد، اگر نشان دهد بیطرفی مجموعه آن زیر سؤال میرود. در حالی که ما در همه انتخاباتهای گذشته پس از انقلاب مجریان امینی داشتیم و در این دوره هم ضریب امین بودن دولت اگر بیشتر از ادوار گذشته نباشد قطعاً کمتر نیست. لذا ارگان دولت نباید با بیتوجهی یا بیتدبیری آن را زیر سؤال ببرد.






